علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥٣ - علی بن محمد نوفلی و کتاب الاخبار
استادان سمرقندي متعدّد بودهاند كه برخي از آنان عبارتاند از: ابوجعفر بلخي، خليل بن احمد قاضي، (شيخ حنفيان و پيشواي حديث و فقه)، محمّد بن فضل بلخي مفسّر، و پدرش محمد بن ابراهيم سمرقندي كه از وي بسيار روايت ميكند.[١] از شاگردان سمرقندي به لقمان بن حكيم فرغاني، احمد بن محمد ابوسهل و ابومالك نعيم الخطيب ميتوان اشاره نمود.[٢]
احوال و آثار علمي سمرقندي
سمرقندي در فقه، تفسير، كلام و عقايد، ادبيّات و علوم قرآني متخصّص و صاحب نظر بوده و در فقه بر معاصران خود برتري داشته است. او به فقه حنفي اهتمام داشته و براي همين به بلخ سفر كرده است.[٣] او در حوزة مطالعات قرآني، تفسير بحرالعلوم را تأليف كرد كه خود شاهد گوياي تبحّر او در اين فن است. در كلام و عقايد زبردست و به مناظرة علمي با صاحب نظران مشهور بود. با زبان و ادبيات پارسي و عربي نيك آشنا بود و اقوال حكيمان و فيلسوفان را ميدانست.[٤] اطلاعات علمي گسترده و شخصيت چند وجهي سمرقندي منشأ آثار گونهگون و مؤلّفات متعددي گرديده است كه از آن ميان در فقه، خزانةالفقه، عيونالمسائل، مقدمه أبيليث في الصلاة، النوازل في الفتاوي، تأسيس النظائر الفقهيه، المبسوط، فتاوي أبيالليث و... ،[٥] در تفسير و علوم قرآني، به تفسير سمرقندي، مشهور به بحرالعلوم[٦] در عقايد وكلام، به رسالة في المعرفة و الايمان، أسرار الوحي، اصول الدين و... ،[٧] در زهد و اخلاق، به تنبيه الغافلين، بستان العارفين و...[٨] ميتوان اشاره كرد.
شيوه تنظيم و تأليف بحر العلوم
سمرقندي، تفسير خود را با مقدمه كوتاهي آغاز ميكند و رواياتي مُسنَد را از پيامبر و صحابه در باب اهميت علم تفسير در مقدمه خود ميآورد و دانش پژوهان را به تأمل و تحقيق در قرآن دعوت ميكند. او اقدام به تفسير قرآن را تنها براي كساني مجاز ميشمارد كه توانايي و شرايط لازم را دارا باشند. از نظر وي، شرايط لازم براي تفسير قرآن دو چيز است: يكي، «آگاهي از وجوه لغت» و ديگر، «علم به احوال و اسباب نزول». از نظر او، چنانچه شخص اين شرايط را نداشته باشد، در مقام تفسير بايد صرفاً ناقل كلام مفسران داراي صلاحيت و صاحب نظران اين فنّ باشد؛ در غير اين صورت، به عرصه تفسير به رأي پاي نهاده كه سخت نكوهيده است.[٩]
[١]. ص٤٦٣ - ٤٧٣.
[٢]. ص٥٠٤.
[٣]. ص٥٤٥.
[٤]. ص٥٧٥ ـ ٥٧٦.
[٥]. ص٥٨٧.
[٦]. ص٥٩٤.
[٧]. ج٢، ص٨٠٠ ـ ٨٠٣، ج٢، ص٨٠٥؛ ر.ك: الحلة السیراء ابن آبار، ص٥٩٥ ـ ٦٥٨؛ المسالک، ج٢، ص٨١٧.
[٨]. ج١، ص٢٥٣ - ٢٥٥.
[٩]. تاریخ دمشق، ج٥٣، ص١٢٨