علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣ - انگاره تكرار نزول آيه
نقل برخی، هم در مکه و هم در مدینه نازل شده است...نیز گفتــهاند: Gقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌF هم پاسخ به مشرکان مکه و هم پاسخی به یهودیان و مسیحیان مدینه بوده است... سرّ این امور، آن است که گاه پرسشی یا واقعهای پیش میآمد که نیاز به نزول آیه داشت، در حالی که محتوای آن پیشتر عیناً بر پیامبر ابلاغ شده بود، همان آیه دو باره نازل میشد تا اولاً یاد آوری دو باره باشد و ثانیاً نشان دهد که آن آیه مورد و موضوع فعلی را نیز در بر میگیرد.[١]
ابن تیمیه نوشته است:
اگر برای آیهای دو سبب نزول متفاوت آمده باشد، به درستی هر دو، حکم میکنیم و میگوییم آیه دو بار نازل شده است.[٢]
زرقاني نيز، ضمن اعتقاد به تكرار نزول، به بيان فوايد اين تكرار پرداخته است. او انگيزه تكرر نزول را جلب توجه عالمان به اهميت موضوع و توجه عميق در عمل به آنچه در آيات تكراري آمده، دانسته است.[٣] علامه طباطبایی در باره سوره حمد تکرار نزول را پذیرفته و برای توجیه روایات در باره آیة ٥ سورة ضحی احتمال تکرار نزول داده است.[٤]
سید محمد باقر صدر نيز اعتقاد به تکرار نزول را قبول کرده است.[٥]
عصام الحمیدان نیز تکرار نزول را بر جمع و گزینش روایات ترجیح داده است.[٦]
بررسی
... اينان توجه نداشتهاند كه چون سبب نزول از روي قراين و امارات براي صحابه حاصل ميشده[٧] و فهم و درك اين قراين در نظر صحابه متفاوت بوده است، چه بسا صحابهاي، هم زمان با واقعهاي آيهاي را شنيده و گمان كرده سبب نزول آيه است. همه اين فرضها، نتيجه پذيرش صحت روايات سبب نزول بدون نقّادي متن آن، به لحاظ زمان نزول، سياق آيات و فضاي حاكم بر نزول آيات و نوع تعبیر به کار رفته در باره سبب نزول است.
به خوبي پيداست كه همه اين توجيهها، بیاساس و نااستوار است. آيات بسيار مهم دیگری هم هستند كه با اين پيش فرض نياز به تكرار دارند. تمام آيات الهي گرانقدر و مهم است. از سويي ديگر، خداوند خود حافظ قرآن است، آيات الهي به محض نزول، به كتابت در ميآمد و مسلمانان آن را حفظ و ثبت ميكردند، و اگر علت تكرار، ترس از فراموشي بود، بايد همه آياتْ مكرر نازل ميشد. به راستي، چه
[١]. قواعد التفسیر، ج١، ص٦٢.
[٢]. همان، ص٦٤.
[٣]. البرهان فی علوم القرآن، ج١، ص١٢٣؛ نیز ر.ک: الإکسیر فی علم التفسیر، ص٢٤٥، به نقل از اسباب النزول و اثرها فی بیان النزول. عمادالدین رشید در ص٢٢٥ نوشته است: طوفی در بابی جداگانه، به گستردگی، به نکات بلاغی و فواید تکرار نزول پرداخته است.وی همچنین، از ابن ابی الاصبع نام میبرد که در بدیع القرآن (ص١٥١) درباره فایدة تکرار مطالبی نوشته است.
[٤]. مقدمة فی اصول التفسیر، ص٤٠ ـ ٤٣؛ مجموع الفتاوی، ج١٣، ص٣٤٠.
[٥]. مناهل العرفان، ج١، ص١١٤.
[٦]. المیزان، ج٢٠، ص٣١٢.
[٧]. المدرسة القرآنیة، ص٢٣١.