علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٧٤ - احادیث مربوط به دوران شیردهی و تطبیق آن با علوم تجربی
بنابر نظریه باولبی اضطراب، احساس رنج و عذاب کودک در هنگام جدایی از مادر است. توانایی مادر برای رفع اضطراب یا ترس شیرخوار ضرورتی بنیادین برای رشد دلبستگی در شیرخوار است. وقتی مادر نزدیک شیرخوار است، کودک هیچ ترسی احساس نمیکند و از احساس امنیت (Security) برخوردار است که عکس اضطراب است. وقتی مادر، به دلیل غیبت مادی (مثلاً زندانی بودن) یا اختلال روانی (مثلاً افسردگی شدید)، در دسترس کودک نیست، او به تدریج دچار اضطراب میشود.
اگر روابط بین مادر و شیرخوار مناسب نباشد و حس دلبستگی شیرخوار تأمین نشود، اختلالات دلبستگی بروز میکند. اختلالات دلبستگی، آسیبی زیستی ـ روانی ـ اجتماعی است که بر اثر محرومیت از مادر، فقدان مراقبت او و یا مراقب نامناسب به جای مادر، به وجود میآید. هری هارلو
(Harry Harlow) این مطالعات را ادامه داد. او درباره میمونها تحقیق نمود. هارلو اثرات هیجانی و رفتاری جدا نگه داشتن میمونها را از بدو تولد و مانع شدن آنها از تشکیل دلبستگی را نشان داد. میمونهای جدا نگه داشته شده منزوی، ناتوان از برقراری ارتباط با همسالان، ناتوان از جفتگیری، و ناتوان از مراقبت از فرزندانشان بودند.[١]
دلبستگی دارای مراحلی است: در نخستین مرحله دلبستگی ـ که مرحله پیش دلبستگی
(Pre attachment) خوانده میشود (از تولد تا ٨ یا ١٢ هفتگی) ـ کودکان سر خود را به طرف مادرشان برمی گردانند، با چشمهایشان او را در میدانی به عرض ١٨٠ درجه تعقیب میکنند، به طرف صدای مادر خود میروند، و حرکات منظمی در پاسخ به صدای مادر انجام میدهند. در دومین مرحله ـ که دلبستگی در حال تشکیل (In making) خوانده میشود (از ٨ تا ١٢ هفتگی تا ٦ ماهگی) ـ شیرخواران به یک یا چند نفر از محیط خود دل بستهاند. در مرحله سوم ـ که دلبستگی حتمی (Clear- cut) خوانده میشود (از ٦ تا ٢٤ ماهگی) ـ وقتی شیرخوار از مراقب خود یا مادر جدا میشود، گریه میکند. و سایر پیامهای حاکی از رنج و عذاب را از خود نشان میدهد، این مرحله در برخی از شیرخواران ممکن است زودتر، حتی در سه ماهگی، پیدا شود. شیرخوار، وقتی به سمت مادر بر میگردد، دست از گریستن برمی دارد و چنان محکم به او میچسبد که گویی میخواهد از بازگشت او کاملاً مطمئن شود؛ گاه صرف دیدن مادر پس از جدایی برای متوقف شدن گریه کافی است. در مرحله چهارم (از ٢٥ ماهگی به بعد)، کودک، مادر را مستقل از خود میبیند و رابطهای پیچیدهتر با او برقرار میکند و مرحله استقلال یافتن کودک شروع میشود.[٢]
[١]. مستدركالوسائل، ج١٥، ص١٥٦ـ ١٥٧، ح١٧٨٤٤ـ ٢.
[٢]. ساويج کينگ، ص٣٦ـ٥٢.