علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٣ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
از دیگر نمونههای تضمین نحوی در نهج البلاغه، این کلام است: «فنکّلوا مَن تناول منهم ظلماً عن ظلمهم». شارح متعلق حرف «عن» را فعل «نکّل» میشمرد و دلیل آن را معنای دیگری میداند که در نکّل وجود دارد، وی میگوید:
و عن فی قوله: عن ظلمهم، یتعلق بنکّلوا، لأنها فی معنی «اردعوا»، لأن النکال یوجب الردع.[١]
و این همان تضمین است.
١١. ائتلاف لفظ با معنا
از موارد بلاغت کلام، همسازی لفظ با معنای مراد است. اگر مقصود مدح است و تعظیم، الفاظ متناسب معنا باشد، و برعکس آن هم صادق است. نیز در حماسه و غزل صلابت لفظ و نرمی آن متناسب معنا لازم است.[٢] این امر در جای جای نهج البلاغه چشمنواز است؛ از آن جمله است، عبارت حضرت خطاب به ابوموسی اشعری به قصد خوار شمردن او: «و اخرج من جُحْرک.» شارح در بیان آن میگوید:
امرٌ له بالخروج من منزله للّحاق به، و هي کنایة فيها غضٌّ من أبي موسى، و استهانة به لأنه لو أراد إعظامه لقال: و اخرج من خيسك، أو من غيلك، كما يقال للأسد، ولكنه جعله ثعلباً أو ضبّاً.[٣]
١٢. عطف شیء بر خودش(مخالفت بین دو لفظ مترادف)
یکی دیگر از مواردی که شارح آن را از قواعد خطابت و کتابت و از شیوههای معمول نزد عرب در سخنوری میشمرد، عطف شیء بر خودش است. شارح در شرح کلام امام: «وما کان من مُراحها وسائمها»[٤] میگوید:
و المُراح بضم الميم النُّعم ترد إلى المراح بالضم أيضا، و هو الموضع الذي تأوي إليه النعم، و ليس المراح ضد السائم على ما يظنه بعضهم، و يقول إن عطف أحدهما على الآخر، عطف على المختلف و المتضاد، بل أحدهما هو الآخر و ضدهما المعلوفة، و إنما عطف أحدهما على الآخر، على طريقة العرب في الخطابة، و مثله في القرآن كثير نحو قوله سبحانه: Gلَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌF.[٥]
[١]. شرح نهج البلاغه، ج٨، خ١٣٣، ص٢١٠.
[٢]. همان، ص٢١١.
[٣]. همان، ج٦، خ٨٢، ص٢١٣.
[٤]. همان، ص٢١٤؛ همچنین ر.ك: شرح نهج البلاغه، ج٩، خ١٦٦، ص٢٠٥، واژه «المغموس».
[٥]. مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب، ص٦٤٢.