علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
و سماعه میگوید:
قال: سمعت ابي عبدالله٧ یقول فی قوله الله ـ عز و جل ـ : G وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً * لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِF «قال یعنی استقاموا علی الولایة فی الاصل عند الاظلّة حین اخذ الله المیثاق علی ذریة آدم لاسقیناهم ماء غدقاً».[١]
با آنکه طبق این روايات، این دو عالم یکی هستند، ولی اشکالاتی به نظر علامه وارد است:
یک. روایاتی که در آن عالم اشباح یا عالم نور آمده است، چه نسبتی با عالم اظلّه دارند؟ آیا دو عالم هستند یا یک عالم واحدند؟ از رسول خدا چنین نقل شده که به امام علی٧ فرمود:
انت الذی احتج الله بک فی ابتداء الخلق، حیث اقامهم اشباحاً فقال لهم: الست بربکم؟ قالوا: بلی.[٢]
از امام باقر٧ نقل شده است که فرمود:
ان الله اول ما خلق، خلق محمداً و عترته الهداة المهتدين فکانوا اشباح نور بين يدی الله. قلت: و ما الاشباح؟ قال: ظلّ النور ابدان نورانية بلا ارواح وکان مويداً به نورٍ واحد و هی روح القدس.
در اين روايت هم ارتباطی بين عالم اشباح و عالم اظلّه ديده میشود و ظاهراً يکی باشند، ولی مرحوم مجلسی در توضيح روايت مینويسد:
بين عالم ارواح و اجساد، فاصله زيادی است.[٣]
حال آنکه علامه، عالم اظلّه را مربوط به همين دنيا میداند. علامه طباطبايی از رابطه بين اين عوالم را مسکوت گذاشته و حال آنکه سؤالات فراوانی در اين زمینه وجود دارد که قبل از پاسخ به آنها نمیتوان دريچهای به عالم ذر گشود. شيخ مفيد در مورد عالم اشباح مینويسد:
ان الاخبار بذکر الاشباح تختلف الفاظها و تباين معانيها، و قد بنت الغلاة عليها اباطيل کثيرة.[٤]
اخباری که درباره عالم اشباح است، دارای الفاظ و معانی گوناگون هستند. در نتيجه، غاليان، درباره آن به گزافهگویی پرداختهاند.
[١]. بحارالانوار، ج٢٦، ص٢٩٦٣، ح٥٣.
[٢]. تفسیر البرهان، ج٤، ص٢، ح٢٣٩.
[٣]. بحارالانوار، ج٦٧، ص١٢٧، ح١٣١.
[٤]. همان، ج٥٤، ص١٩٧.