علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٩ - جلوههایی از آیین سخنوری در دُستور سخن
و قد بان الآن أن التقسیم الأول فاسد، و أنه لا مقابلة إلا بين الأضداد و ما يجري مجراها.[١]
از نمونههای مقابله در کلام پیامبر است که فرمود:
«خیر المال عین ساهرة لعين نائمة».[٢]
ساهرة ضد نائمة است.
از کلام امیر است که: «السبقة الجنة والغاية النار» شریف رضی به این نکته اشاره میکند که میان «السبقة و الغاية»، مخالفت بین دو لفظ به خاطر اختلاف معنایشان به كار رفته است.[٣] ابن ابی الحدید مقابله مذکور در این فراز را میان دو لفظ السبقة و الغاية از زبان رضی میآورد، که به نظر سهو قلم اوست، زیرا مقابله در این فراز میان دو واژه الجنةو النار است.
از دیگر موارد مقابله در کلام علوی ـ که شارح به عنوان نمونه میآورد ـ سخن امام به عثمان است: «أن الحق ثقيل مريء و أن الباطل خفيف وبيء، و أنت رجل إن صدقت سخطت، و إن كذبت رضيت».[٤] که میان کلمات «الحق» و «الباطل» و «ثقيل» و «خفيف» و «صدقت» و «كذبت» و «سخطت» و «رضيت»، دو به دو مقابله بر قرار است.
از دیگر نمونههای این صناعت کلام علی٧ در واکنش به سخن خوارج است: «لا حکم الا لله»، که فرمودند: «کلمة حق أريد بها الباطل».[٥] و نیز ميان الفاظ این عبارت حضرت: «ألا و من أكله الحق فإلى الجنة و من أكله الباطل فإلى النار».[٦]
مثال دیگر چنین است: «أحي قلبك بالموعظة و أمته بالزهادة».[٧] شارح در بیان این فراز میگوید:
أتى بلفظتين متقابلتين و ذلك من لطيف الصنعة.[٨]
إحیاء و إماتة دو لفظ متقابلاند.
٧. استعاره
از جمله بدیعیات معمول در سخن خطیبان و کاتبان، استعاره است، و در این میان، سخن بدیع امام ادیبان و سخنوران نیز به وفور شاهد این قسم از علم بیان است، و نزد اصحاب بیان آشناتر از آن است که نیاز به تعریف داشته باشد. یکی از نمونههای فراوان آن در نهج البلاغه ـ که بر لسان قلم شارح جاری شده است ـ چنین است:
[١]. سورۀ ضحى، آيۀ ٩ ـ ١٠.
[٢]. موسوعة علوم اللغة العربیة، ج٧، ص٥٢٩.
[٣]. همان.
[٤]. نهج البلاغه، خ٢.
[٥]. شرح نهج البلاغه، ج١، خ٢، ص١٤٠.
[٦]. همان، ج٢، خ٢٨، ص٨٣.
[٧]. جواهر البلاغه، ص٣١٤؛ موسوعة علوم اللغة العربیة، ج٩، ص٤٣.
[٨]. شرح نهج البلاغه، ج٢، خ٢٨، ص٨٣.