علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
این روایت اشاره به عالم ذر دارد، با این تفاوت که در اینجا تعبیر لطیف ظلال است، به این معنا که در موجودات این عالم، اموری است که از جهتی شبیه به سایۀ آنهاست و آن، این است که مانند سایه همراه با اشیا و حاکی از خصوصیات آنهاست و در عین حال، هم عین اشیاست و هم نیست.[١]
همچنین در بحث روایی ـ که ذیل آیۀ میثاق آورده ـ نوشته است:
گرچه این روایت در تفسیر آیۀ ذر نیامده است، ولی چون در برگیرندۀ داستان میثاق است، اینجا آوردیم و در این روایت تعبیر ظلال شده است که در لسان اهل بیت: فراوان آمده و مراد، این است که عالم ظلال هم عین نشئه دنیاست.[٢]
حال که آرا و نقدهای آنها بيان شد و ديدگاه علامه هم به اجمال پرداخته شد، بار دیگر، به دقت نظر ایشان به صورت خلاصه بیان میشود.
يک. انسان دو وجه دارد: یکی وجه جمعی که هیچ فردی از فرد دیگر غایب نیست و افراد هم از خدا، و خداوند هم از افراد غایب نیست؛ چون معقول نیست فعل از فاعل و صنع از صانع خود غایب شود و این همان، ملکوت است.
از این نظر و در این مرحله، وجهی که انسان به سوی خدا دارد، غیر تدریجی است؛ به طوری که هر چه دارد، در همان اولین مرحله ظهورش داراست و هیچ قوهای ـ که او را به طرف فعلیت ببرد ـ در آن نیست.
و این همان عالم اظلّه است که روایت بیانگر این معنا بود، ولی در دنیای انسان ـ که ما آن را مشاهده میکنیم ـ انسان و احوال و اعمال به قطعات زمان تقسیم میشود و تعلقات انسان موجب میشود از پروردگار خود محجوب شود، آن وجه انسان «کن» و این وجه دنیاییاش «یکون» است که عالم «کن» بر عالم «یکون» تقدم زمانی ندارد.
در عالم «کن» پروردگار را در ربوبیت مشاهده میکنند و این مشاهده از طریق مشاهده نفس خودشان است، نه از طریق استدلال و لذا به وجود خداوند و به هر حقی که از جانب او باشد، اعتراف دارند. در پایان، باز هم علامه فرمان به دقت کردن داده است که آن نشئه قائم به فعل خداست و جز فعل خدا هیچکس دیگر فعلی ندارد (فافهم ذلک).
دو. عالم اظلّه و عالم ذر یکی است. صاحب کتاب العقائد الاسلامية هم ـ که با ديدگاه علامه درباره عالم ذر مخالف است ـ به يکی بودن اين دو عالم معترف است و مینويسد:
عالم اظلّه ـ که در آن آفرينش تمامی انسانها و آگاهی بخشيدنشان به پايان میرسد ـ با عالم ذر ـ که در آن از مردم پيمان گرفته میشود ـ يکی است و پارهای از روايات هم، به صراحت، بر يکی بودن عالم ذر و اظلّه دلالت دارند.[٣]
[١]. الکافی، ج١، ص٤٣٦.
[٢]. المیزان، ج١٠، ص١٠٥.
[٣]. همان، ج٨، ص٣٢٦.