علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٥ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
اصحاب السبت آمده است که پس از مسخ آنان به صورت میمونها، بارانی سهم آسا آمد و همه آنان در دریا غرق شدند.[١] بر این اساس، اهلبیت: تأکید کردهاند که اینک بر روی زمین هیچ موجود مسخ شدهای وجود ندارد.
با این فرض نیز روایات هاروت و ماروت دچار اشکال است؛ زیرا بر اساس متن آنها هاروت و ماروت به صورت ستارگان مسخ شده از روز مسخ تا به امروز مانده و برای مردم نور افشانی میکنند.[٢]
٤ ـ ٢. سایر اشکالات محتوایی
افزون بر اشکالهای فوق، بر متن احادیث هاروت و ماروت اشکالات دیگري نیز وارد شده است. فخررازی در این باره میگوید:
این قصه از جهاتی چند باطل است: ١. در این قصه ذکر کردهاند که خداوند به هاروت و ماروت گفت: اگر شما را به آنچه آدمیان مبتلا هستند، مبتلا کنم، مرا معصیت خواهید کرد. اما هر آن دو فرشته گفتند: پروردگارا، اگر با ما چنین کنی، تو را عصیان نخواهیم کرد. این سخنان از سوی آنان به معنای تکذیب خداوند و جاهل انگاشتن خداوند و به معنای صراحت در کفر است؛ ٢. در قصه آمده که آنان میان عذاب دنیا و عذاب آخرت مخیر شدند و این امر مردود است؛ بلکه سزاوار آن بود که میان توبه و عذاب مخیر میشدند؛ چنان که خداوند همین تخییر را درباره کسانی که در طول عمر شرک ورزیده و در آزار پیامبران زیادهروی کردهاند، روا داشته است؛ ٣. در قصه آمده که آنان در حالی که معذب بودند سحر میآموخته و به آن فرامیخواندند. این امر، چگونه با معاقب بودن بر معصیت سازگار است؛٤. درباره یک زن بدکار چگونه معقول است که گفته شود در اثر گناه به آسمان بالا برده شده و خداوند آن را به صورت ستاره، روشنی بخش و نشانگر قدرت خود قرار داده است؛ در حالی که خداوند به ستارگان قسم خورده است: Gفَلَا أُقْسِمُ بِالْخـُنَّسِ * الْجـَوَارِ الْكُنَّسِF (سورۀ تکویر، آيۀ ١٥ ـ ١٦ ). بنابر این، این قصه سخیف بوده، هر عقل سالمی به نهایت رکاکت و سخافت آن گواهی میدهد.[٣]
دیدگاه سوم: نمادین بودن روایات هاروت و ماروت
شماری از صاحبنظران ـ که عمدتاً دارای ذوق عرفانی هستند ـ ضمن تأکید بر نادرست بودن حمل روایات هاروت و ماروت بر اساس ظاهر آنها، معتقدند که این روایات با زبان رمز و نماد در صدد بیان حقایق دیگری هستند. بیضاوی این امر را محتمل دانسته است.[٤]
شیخبهایی، پس از مردود دانستن اشکالهای سهگانۀ فخر رازی نسبت به متن روایات هاروت و ماروت ـ که پیش از این یاد کردیم ـ ، به نقل از پدرش در حلّ این روایات چنین آورده است:
روایت اشاره است به شخص عالم عامل کامل و مقرب نزد قدسیان که غرور را به خود راه داده و توفیق و عنایت الهی با او همراه نشده و او علم خود را به کناری وانهاده و به سوی
[١]. تفسیر فخر رازی، ج٣، ص٢١٩ ـ ٢٢٠.
[٢]. تفسیر ابو السعود، ج١، ص١٣٨.
[٣]. کتاب الالفین، ص٣٣٨ ـ ٣٣٩.
[٤]. شرح المقاصد، ج٢، ص١٩٨ ـ ٢٠٠.