علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٢ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
ابنعطیه اندلسی نیز گفتار قاضیعیاض در ردّ این روایات را موافقانه آورده است.[١]
حسن بن علی سقاف گفتار عبدالله بن صدیق را منعکس ساخته که در رسالهای به صورت اختصاصی به بررسی مسأله هاروت و ماروت پرداخته است. او آراي موافقان، از جمله جلالالدین سیوطی را آورده
و میگوید:
با آنکه سیوطی این حدیث را با بیش از بیست طرق نقل کرده است، اما همه این طرق شاذ و مردود است.[٢]
در میان عالمان شیعه، از همه صریحتر، علامه طباطبایی در این زمینه اظهار نظر کرده و ضمن تأکید بر مخالفت متن این احادیث با آیات قرآن، ریشه آنها را اسرايلیات و برساخته یهودیان دانسته است. بخشی از گفتار ایشان چنین است:
قريب به اين معنا در بعضى از كتب شيعه نيز از امام باقر٧ (بدون ذكر همه سند) روايت شده، سيوطى هم قريب به اين معنا را درباره هاروت و ماروت و زهره در طى نزديك بيست و چند حديث آورده كه ناقلان آن تصريح كردهاند سند بعضى از آنها صحيح است. و در آخر سندهاى آنها عدهاى از صحابه از قبيل ابن عباس، ابن مسعود، على بن ابى طالب، ابى درداء، عمر، عايشه و ابن عمر، قرار دارند. با همه اين احوال، داستان، داستانى خرافى است كه به ملائكۀ بزرگوار خدا نسبت دادهاند، ملائكهاى كه خداى تعالى در قرآن به قداست ساحت و طهارت وجود آنان از شرك و معصيت تصريح كرده است؛ آن هم غليظترين شرك و زشتترين معصيت؛ چون در بعضى از اين روايات، نسبت پرستش بت، قتل نفس، زنا، شرب خمر به آن دو داده شده است، و به ستاره زهره نسبت ميدهد كه زنى زناكار بوده و مسخ شده است. اين خود مسخرهاى خندهآور است؛ چون زهره ستارهاي آسمانى است كه در آفرينش و طلوعش پاك است و خداى تعالى در آيۀ: Gالْجـَوارِ الْكُنَّسِF به وجود او سوگند ياد كرده است؛ علاوه بر اینکه علم هيئت جديد، هويت اين ستاره را و اینکه از چند عنصر تشكيل شده، و حتى مساحت و كيفيت آن، و ساير شئون آن را كشف كرده است. پس اين قصه مانند قصهاى كه در روايت سابق آمد، به طورى كه گفتهاند، مطابق خرافاتى است كه يهود براى هاروت و ماروت ذكر كردهاند. همچنين شبيه خرافاتى است كه يونانيان قديم درباره ستارگان ثابت و سيار داشتند... پس، از اينجا براى هر دانشپژوه خردمند روشن ميشود كه اين احاديث مانند احاديث ديگرى كه در مطاعن انبيا و لغزشهاى آنان وارد شده، از دسيسههاى يهود خالى نيست. نيز كشف مىكند كه يهود تا چه پايه و با چه دقتى خود را در ميانه اصحاب حديث در صدر اول جا زدهاند تا توانستهاند با روايات آنان، به هر طور كه بخواهند، بازى نموده، خلط و شبهه در آن بيندازند. البته ديگران نيز يهوديان را در اين خيانتها كمك كردند.[٣]
تفسیر نمونه نیز روایات هاروت و ماروت را آمیخته با خرافات و افسانهها دانسته است.[٤]
[١]. همان، ص١٤٦.
[٢]. البدایة و النهایة، ج١، ص٣٩.
[٣]. تفسیر الثعالبی، ج١ ص٢٨٨ ـ ٢٨٩.
[٤]. الموضوعات، ج١، ص١٨٧ ـ ١٨٨.