علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٩ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
داستان مشهور هاروت و ماروت از بیست طرق نقل شده که برخی از آن طرق، حسن است و گمان بطلان و بیپایگی این طرق مردود است؛ چنان که حافظ ابنحجر آن را بیان داشته و گفته است هر کس بر این قصه وقوف یابد، به تحقق آن یقین پیدا میکند.[١]
ابنحجر عسقلانی از محدثان نامی اهلسنت از جمله کسانی است که به شدت از صحت طرق این حدیث دفاع کرده و اشکالهای ناقدان حدیث را پاسخ داده است. بخشی از گفتار او چنین است:
در اصالت این قصه برخی از عالمان پیشین و بیشتر متأخران اشکال کردهاند. البته از متکلم و فقیه [چنین اشکالی] شگفت نیست. تعجب از کسی است که خود را اهل حدیث میانگارد که چگونه روایتی با این سندهای قوی و کثرت طرق یا تباین اسناد را باطل یا چیزی در این حد میپندارد. در حالی که محدثان مدعیاند که احادیث غریب یا احادیثی را که از چند جهت وارد شده، باید تقویت کرد. به هر روی، اشکال در این روایات سست است؛ زیرا به احادیث هاروت و ماروت عمل شده و به آن احتجاج میکنند.[٢]
آنگاه، ابنحجر منکران این احادیث را برشمرده و دلایل آنان را مورد نقد قرار داده است. در پایان چنین نيز آورده است:
و العجب ممن ينتمي منهم إلى الحديث و يدعي التقدم في معرفة المنقول و يسمى عند كثير من الناس بالحافظ كيف يقدم على هذا النفي و يجزم به مع وجوده في تصانيف من ذكرنا من الأئمة بالأسانيد القوية و الطرق الكثيرة والله المستعان و أقول في طرق هذه القصة القوي و الضعيف و لا سبيل إلى رد الجميع فإنه ينادى على من أطلقه بقلة الاطلاع و الإقدام على رد ما لا يعلمه، لكن الأولى أن ينظر إلى ما اختلفت فيه بالزيادة و النقص فيؤخذ بما اجتمعت عليه، و يؤخذ من المختلف ما قوي و يطرح ما ضعف أو ما اضطرب، فإن الاضطراب إذا بعد به الجمع بين المختلف و لم يترجح شيء منه التحقق بالضعيف المردود.[٣]
او همچنین در فتح الباری مدعی شده است که این حدیث با سند حسن به نقل از عبدالله بن عمر در مسند احمد بن حنبل آمده است.[٤]
از جمله کسانی که از صحت صدور این روایات دفاع کرده، شیخ بهایی است که گفتار او را علامه مجلسی نقل کرده است. وقتی از شیخ بهایی دربارۀ گفتار بیضاوی در نقد روایات هاروت و ماروت و حمل آنها بر رمز سؤال شد، وی بیضاوی را در این رأی متأثر از دیدگاه فخر رازی دانسته، سپس دلایل رازی را به نقد کشیده، آنگاه چنین افزوده است:
این قصه را همانگونه که علماي عامه از ابنعباس نقل کردهاند، علمای ما نیز از امام باقر٧
ـ چنانکه ابوعلی طبرسی در مجمع البیان آورده ـ نقل کردهاند؛ هر چند میان آنچه عامه و
[١]. سبل الهدی و الرشاد، ج١١، ص٤٩٤.
[٢]. همان.
[٣]. العجاب فی بیان الاسباب، ج١، ص٣٣٨.
[٤]. همان، ص٣٣١ ـ ٣٣٢.