علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٣ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
اتقوا الدنیا فو الذي نفسي بیده إنها أسحر من هاروت و ماروت.[١]
در این روایت نیز از هاروت و ماروت به عنوان دو موجود اهل سحر، جادوگری و فریفتن انسانها یاد شده است. پیداست كه مقصود از جادوگری مفهوم حقیقی سحر نیست؛ زیرا کار دنیا سحر و جادو نیست، بلکه مقصود زدایش عقل و تفکر آدمیان از رهگذر مفتون ساختن آنهاست؛ همان گونه که ساحران با تصرف در عقل مردم در امور آنان تصرفاتی انجام میدهند.
در برخی دیگر از روایات آمده است که زنی نزد عايشه آمد و داستان برخورد خود با هاروت و ماروت را در حالی که در عذاب بودند، بازگو کرد.[٢]
همچنين درباره مجاهد بن جبر، از تابعان مفسر، آوردهاند که وی شخصی کنجکاو بود که برای دستیابی به حقیقت، پیوسته مسافرت میکرد و برای دستیابی به حقیقت ماجرای هاروت و ماروت به بابل مسافرت نمود.[٣]
هاروت و ماروت در روایات شیعه
در منابع حدیثی شیعه روایات هاروت و ماروت به دو صورت منعکس شده است:
١. منطبق با روایات اهل سنت؛ طبق این روایات، پس از شکایت آسمانیان از کثرت گناهان انسانها، فرشتگان هاروت و ماروت را از میان خود انتخاب کردند و آنان پس از فرود آمدن به زمین مرتکب گناهانی همچون بت پرستی، زنا، شرب خمر و قتل نفس شدند.
٢. انکار شدید روایات نخست؛ در پارهای دیگر از روایات، احادیث پیشگفته، به شدت انکار شده و به صراحت، اعلام شده که این احادیث از جهاتی چند، همچون مخالفت با عصمت پیامبران: مردود است؛ به عنوان مثال علی بن محمد بن جهم میگوید:
شنیدم که مأمون از امام رضا٧ از آنچه که مردم دربارة زهره نقل میکنند، سؤال کرد كه میگویند او زنی بوده که هاروت و ماروت مفتون او شدهاند و نیز دربارة سهیل نقل میکنند که در یمن از مردم مالیات یک دهم میگرفت. امام رضا٧ فرمود: این که میگویند زهره و سهیل ستارهاند، دروغ میگویند. آنها دو حیوان دریایی هستند و مردم به اشتباه گمان کردند که آنها دو ستاره هستند و خداوند ـ عز و جلّ ـ هیچگاه دشمنانش را به صورت انواری روشن مسخ نمیکند و آنها را تا پایان هستی نگاه نمیدارد و مسوخ بیش از سه روز نمیمانند و پس از آن میمیرند و هیچگاه قادر به تولید نسل نیستند و امروزه بر زمین هیچ انسان مسخ شدهای نیست و آنچه که بر آن مسوخ میگویند، نظیر میمون، خوک، خرس و امثال آن، همسان چیزهايی هستند که خداوند گروهی را به صورت آنها مسخ کرده است. گروهی که خداوند به آنها غضب کرده و آنان را به خاطر انکار توحید و تکذیب پیامبران لعنت کرده است. اما هاروت و ماروت دو
[١]. شماری از این منابع عبارتاند از: مسند احمد بن حنبل، ج٢، ص١٣٤؛ المستدرک علی الصحیحین، ج٢، ص٢٦٦؛ ص٤٤٢؛ ج٤، ص٦٠٧؛ السنن الکبری، ج١، ص٥؛ مجمع الزوائد، ج٥، ص٦٨؛ المصنف، ج٨، ص١٠٨؛ صحیح ابن حبان، ج١٤، ص٦٤؛ الجامع الصغیر، ج٢، ص٤٠٦؛ کنز العمال، ج٢، ص٣٦٦ ـ ٣٦٧؛ ج٣، ص١٨٢ ـ ١٨٣؛ ج٦، ص١٧٩؛ موارد الظمآن، ص٤٢٥.
[٢].العجاب فی بیان الاسباب، ج١، ص٢٤٢ ـ ٢٤٣.
[٣]. سوره بقره، آيه٣٠.