علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٨ - پژوهشی در اسناد و نسخههای زیارت عاشورا
بنا بر نظر او، طريق شيخ طوسي به كتب محمد بن اسماعيل چنين خواهد شد:
شيخ طوسي ـ نجاشي ـ احمد بن علي بن نوح ـ ابنسفيان ـ ابنادريس ـ احمد بن محمد بن عيسي ـ محمد بن اسماعيل بن بزيع.[١]
احمد بن علي بن نوح، يكي از مشايخ نجاشي است و مشايخ نجاشي ثقه هستند.[٢]
احمد بن ادريس، ابوعلي احمد بن ادريس بن احمد اشعري قمي: نجاشي دربارهاش ميگويد:
كان ثقة فقيهاً في اصحابنا و كثير الحديث و صحيح الروايه.[٣]
اباجعفر، احمد بن محمد بن عيسي: آیةالله خويي دربارهاش ميگويد كه وي ثقه است.[٤] نجاشي نيز از قول ابن نوح دربارهاش ميگويد:
شيخ القميين و وجههم و فقيههم، غير مدافع.[٥]
همچنين وي از جمله كساني است كه در كتاب نوادر الحكمة مطرح شده است و استثنا نيز نشده است.[٦] نقل شده است كه وي احمد بن محمد بن خالد و سهل بن زياد را به دليل كثرت نقل از ضعفا از قم اخراج كرده است.[٧]
ابنسفيان: عمدتاً وي را احمد بن جعفر بن سفيان البزوفري دانستهاند[٨]. تنها استدلالي كه براي اثبات وثاقت او شده ، اين است كه وي از مشايخ اجازه بوده است و كساني مثل ابنغضایري، شيخ مفيد[٩] و تلعكبري از او روايت نقل كردهاند. شيخ طوسي در رجالش ميگويد:
روي عنه التلعكبري و سمع منه سنة ٣٩٥، له منه اجازة... اخبرنا عنه محمد بن محمد بن النعمان (شيخ مفيد) و الحسين بن عبيدالله (ابنغضایري).
اما درباره اینکه آيا شيخوخت اجازه دليل بر وثاقت ميشود يا خير، كساني مثل آیةالله خويي آن را قبول ندارند.[١٠] البته آیةالله سبحاني براي آن سه حالت فرض ميكند: ١. شيخ اجازه، اجازه روايت كتاب خودش را به مستجيز بدهد؛ ٢. شيخ اجازه، اجازه روايت يكي از كتب مشهوره را به مستجيز بدهد؛
٣. شيخ اجازه روايت كتابي را كه مشهور نيست و طريق ديگري هم به آن وجود ندارد، اجازه دهد.[١١] در
[١]. همان، ص٢٦٠، ش٦٨٠.
[٢]. دعوي اجماع از طرف يكي از قدما دليل بر وثاقت است؛ اما اگر اين اجماع از طرف يكي از متأخران ادعا شده باشد، نيز بنا به گفته آيةالله خويي دليل بر وثاقت وي است. (ر.ک: معجم رجال الحديث، ج١، ص٤٦)
[٣]. رجال النجاشي، ص ١٦ ، ش١٨.
[٤]. معجم رجال الحديث، ج١، ص٣١٧.
[٥]. لؤلؤ النضيد في شرح زيارة مولانا الشهيد، ص٣٧ ـ ٣٩.
[٦]. اين دو نفر يكي هستند و احمد بن محمد بن نوح و احمد بن علي بن نوح دو اسماند براي يك نفر كه آيةالله خويي در معجم رجال الحديث متذكر اين مطلب شده است. (ر.ک: معجم رجال الحديث، ج٢، ص٣٥٣، ش٩٩٨)
[٧]. لؤلؤ النضيد، ص٣٩. يكي ديگر از نويسندگان درباره «جماعتي از اصحاب» تحقيق بيشتري كرده است و ميگويد جماعتي از اصحاب در كتب شيخ اصطلاحي است كه حتماً چند نفر مشخص از آن جمله هستند: شيخ مفيد، ابنغضائري، احمد بن عبدون و ابن ابيجيد. البته وي نجاشي را نيز از اصحاب شيخ دانسته است. (ر.ک: از اين صبح روشن، ص١٤٠ ـ ١٤٦)
[٨]. ر.ک: رجال النجاشي، ص٣٣٠، ش٨٩٣.
[٩]. ر.ک: كليات في علم الرجال، ص٢٨١ ـ ٢٨٢؛ اصول علم الرجال بين النظرية و التطبيق، ج٢، ص٢٣٦.
[١٠]. رجال النجاشی، ص ٩٢ ، ش٢٢٨.
[١١]. معجم رجال الحديث، ج٢، ص٢٩٦، ش٨٩٨.