علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٣ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
به سبب مسلّم دانستن جوازْ آن را بر کراهت حمل نموده است؛[١] چنان كه صاحب جواهر نیز اولویت را بر ترک سلام بر نمازگزار دانسته است.[٢] صاحب العروة الوثقی نیز ابتدا به سلام به نمازگزار را جایز نمیداند.[٣]
از میان مفسّران نیز استرآبادی این دو روایت را نقل کرده و با توجه به دلایل متعدّد حکم به عدم کراهت سلام کردن بر نمازگزار را داده است. چنین به نظر میرسد که از جملۀ این ادله، نقل روایات هممضمون با جواز از طریق اهلسنّت است. وی در این باره مینویسد:
لا یکره السّلام على المصلّى، و به قال ابن عمر، و أحمد فی روایة، للأصل و لعموم قوله تعالى: Gفَإِذا دَخَلْتُمْ بُیوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِکمْF... .[٤]
در توضیح مطلب، باید اشاره کرد که محی الدین نووی مینویسد، مقتضای عبارات اندیشمندان اهلسنّت، عدم کراهت سلام کردن بر نمازگزار است. وی بر این باور است که روایات صحیح از ابن عمر، جابر و دیگران مؤید مطلب مذکور است.[٥] شیخ منصور بن یونس بهوتی نیز نصوص مذکور را در منابع دال بر عدم کراهت میداند. او سیره و روش پیامبر اکرم٦ را در عدم نهی و انکار سلام کردن بر نمازگزار دلیل دیگر این حکم میداند.[٦] در خبری آمده است که ابن عمر از بلال دربارۀ کیفیت ردّ سلام توسط پیامبر اکرم به هنگام نماز سؤال نمود. بلال در پاسخ او گفت که آن حضرت با اشارۀ دست سلام را پاسخ میگفت.[٧]
در روایت دیگری آمده است که صهیب گوید: نزد پیامبر٦ حاضر شدم. آن حضرت در حال نماز بودند که خدمت ایشان سلام كردم. پیامبر نیز با اشارۀ دست خود، پاسخ مرا گفت، اما نمیدانم که آن حضرت با کدام یک از انگشتان خود اشارهوار پاسخ سلام مرا داد.[٨]
نتیجه
در پایان، میتوان گفت که وجود روایات صحیح منقول از پیامبر٦ مورد تأیید ائمۀ معصومان: قرار گرفته و شیوۀ اندیشمندان و مفسّران شیعی نشان از مراجعه به منابع روایی اهلسنّت دارد. مفسّران شیعی در حوزههای مختلف به نقل احادیث اهلسنّت پرداخته و در تبیین مفاهیم آیات قرآن کریم سود جستهاند. مراجعه به روایات تفسیری اهلسنّت کارکردها و فواید متعددی را به دنبال دارد؛ از آن جمله میتوان به
[١]. ذکری الشیعة، ج٤، ص٢٤؛ وسائل الشیعة، ج٧، ص٢٧٠، ح ٩٣١١.
[٢]. ذکری الشیعة، ج٤، ص٢٤.
[٣]. جامع المقاصد، ج٢، ص٣٥٨.
[٤]. مجمع الفائدة، ج٣، ص١١٤ و ١١٥.
[٥]. الحدائق الناضرة، ج٩، ص٦٣.
[٦]. فاصلۀ زمانی میان بزنطی و امام باقر٧ علت عدم امکان نقل او از امام باقر٧ است؛ چرا که در شرح حال بزنطی آمده است که وی از شاگردان امام رضا٧ است (معجم رجال الحدیث، ج٣، ص١٧، ش ٨٠٣).
[٧]. كتاب الصلاة (بروجردي)، ج٤، ص٥٠٧.
[٨]. جواهر الكلام، ج١١، ص١١٢.