علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٥ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
با این مقدمۀ کوتاه، روش میگردد که فایدۀ دیگر پرداختن به روایات اهلسنّت و توجه به آنها، مشخص ساختن جهت صدور برخی روایات است که از صدور حدیث به سبب تقیه میتوان به عنوان نمونۀ بارز آن اشاره کرد. به عنوان نمونه، در تفسیر العیاشی آمده است که آیۀ وصیت[١] با آیۀ مواریث[٢] نسخ شده است.[٣] فیض کاشانی مینویسد که برخی این روایت را به سبب موافقت با دیدگاه عامه و مخالفت با قرآن و سنّت بر تقیه حمل کردهاند.[٤]
نمونۀ دیگر، مطلبی است که صاحب تفسیر الصراط المستقیم مطرح میسازد. او پس از نقل روایاتی در فضیلت قرائت قرآن با صدای خوش و دلنشین، بحثی را ذیل حرمت غنا مطرح ساخته و مینویسد که این موضوع از ضروریات مذهب تشیع بوده و مورد اتفاق تمام مذاهب اسلامی است. وی ادامه میدهد که آن دسته روایات شیعه که متوهم اباحه است، قطعاً بر تقیه حمل میشود؛ چرا که اندیشمندان گذشته و حال شیعه به حرمت آن معتقد هستند.[٥] هم ایشان روایت دیگری را به نقل از حمیری از امام کاظم٧[٦] نقل و احتمالات متعددی را در معنای آن ذکر کرده و در نهایت، معتقد است که این حدیث به سبب تمایل فراوان زمامداران اموی و عباسی به انجام آن و موافقت با فتوای فقهای ایشان بر تقیه حمل میشود.[٧]
در حدیثی آمده است که محمد بن مسلم گوید از امام باقر٧ دربارۀ مردی سؤال کردم که قرائت نماز را شروع میکند، آیا لازم است که Gبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِF را بخواند؟ امام در پاسخ، قرائت «بسملة» را لازم و در رکعت نخست کافی دانسته است:
نعم، إذا افتتح الصلاة، فلیقلها فی أول ما یفتتح ثم یکفیه ما بعد ذلک.[٨]
برخی همچون شیخ طوسی، شیخ حسن، محقق بحرانی، سید حسین بروجردی و سید مصطفی خمینی این روایت را حمل بر تقیه دانستهاند.[٩]
نمونۀ دیگر، برخی مفسّران شیعی، ذیل آیۀ Gوَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًاF،[١٠] ضمن ردّ دیدگاه کسانی که با استناد به این آیه ممنوعیت اخذ اجرت بر آموزش قرآن کریم را عنوان داشتهاند، صدور احادیث دال بر این ممنوعیت را از جهت تقیه دانستهاند.[١١]
[١]. المیزان، ج٤، ص٧١ و ٧٢.
[٢]. الكافي، ج٣، ص٢٤٥، ح ٦؛ تهذیب الأحکام، ج١، ص٤٦٦، ح ١٥٢٦.
[٣]. الكافي، ج٣، ص٢٤٥، ح ٧. براي نمونۀ دیگر از اين دست ر.ك: المیزان، ج٢، ص٤٠٣، که روایت الدر المنثور در فهم حدیث شیخ کلینی از امام صادق٧ مؤثر است.
[٤]. تقیه، در لغت، به معنای نگهداری و صیانت و در اصطلاح، عبارت است از مخفی نمودن حق از دیگران یا اظهار خلاف آن به جهت مصلحتی که مهمتر از مصلحت اظهار آن باشد ( نقش تقیه در استنباط، ص٤٣- ٥١).
[٥]. براي آشنايي با این عوامل ر.ك: همان، ص٢١١- ٢١٩ و ٤٠٣- ٤٠٧.
[٦]. همان، ص٤٠٧- ٤٠٩.
[٧]. سوره بقره، آيه ١٨٠.
[٨]. سوره نساء، آيه ١١.
[٩]. تفسير العياشي، ج١، ص٧٧، ح ١٦٧.
[١٠]. تفسیر الصافی، ج١، ص٢١٧.
[١١]. تفسیر الصراط المستقیم، ج٢، ص٣٥٩ و ٣٦٠.