یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - فطرت - راه اثبات
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٦٠
و بالخصوص شخصیتهای معنوی میتوانند مصلح جامعه بشوند و جامعه را، هم از نظر آنچه مارکسیسم «روبنا» و هم از نظر آنچه «زیربنا» مینامد تغییر دهند. ولی قرآن میگوید [این امر] فرع بر این است که [مصلحان] خود را ساخته باشند، خودسازی کرده باشند به صورتی که آزادی معنوی به خود داده باشند. پس این آیه اصل تقدم وجود فردی و فطری را بر وجود اجتماعی بیان میکند.
و. اینکه جمله «قد افلح من ...» بعد از جمله «و نفس و ما سوّیها فالهمها فجورها و تقویها»- که اصل فطرت را صریحاً اعلام میدارد- ذکر شده، توجه قرآن را به اصالت فطرت انسان در هر جهت و از آن جمله در اصلاح خود و جامعه به خوبی روشن میسازد.
ز. هرچند ظاهر آیه قد افلح من زکیها ... این است که درباره فرد سخن رفته که برای فرد در درجه اول رفع موانع فطرت ضروری است، ولی به حکم اینکه بعد داستان ثمود را به عنوان یک قوم و جامعه ذکر میکند [این آیه ناظر به این مطلب نیز هست که رفع موانع اجتماعی هم ضروری است.] [١]
١٠. در ورقه پراکسیس، علمی بودن مارکسیسم اشکال مهندس بازرگان را بر سازنده بودن کار نقل کردیم و وارد دانستیم که کار مادامی که از جنبه فیزیکی در نظر گرفته شود، نمیتواند خلّاق و آفریننده باشد.
ما در آنجا نوشتیم که این ایراد وارد است و مسئله خلّاق بودن کار تنها با نظریه فطرت- که سازندگی را از طریق روح یعنی تصور مکرر و تصدیق و علم و ملکه روحی میداند- صحیح است.
فطرت - راه اثبات
١. رجوع شود به ورقههای مبنا و منشأ حس دینی.
[١] [مطلب در اصل متن دستنویس ناتمام است.]