یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤ - زن - تحکیم موقعیت زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٣٣
کمونیستها و طبق اصلی که میگویند حق گرفتنی است نه دادنی [١]، و این را کلیت میدهند و البته به صورت کلیت مطلب درستی نیست.
ولی به عقیده [ما] تحکیم موقعیت زن در اجتماع و خانواده مبتنی بر اموری است که در ورقههای زن- مظالم مرد بر زن و تفسیر تاریخ گفتهایم و اکنون نیز بهتر و کاملتر شرح میدهیم:
الف. آگاهانیدن خود زن به حقوق خود، و البته اسلام هم این کار را کرد بدون اینکه منجر به عصیان و تمرد زن و سستی بنیاد خانوادهها شده باشد. اسلام به این اصل عنایت دارد.
ب. بیدار کردن وجدان عدالت خواهی مردها و استمداد از احساس حقیقت خواهی و عدالت طلبی و انصاف جویی مردها.
ج. برقراری اصل عفاف و تقوا [٢]. تقوا برای زن و مرد هر دو واجب است. بی عفتی و زنا برای زن و مرد متساویاً جرم است و مجازات دارد. نظربازی و رقص با زن [و مرد] بیگانه برای هر دو جرم است. اما عفاف برای زن سلاح و زره است و برای مرد دست بند و پوزبند. خراب شدن حصار تقوا زن را بیدفاع و مرد را بلامانع میکند.
د. رشد عواطف انسانی خانوادگی مردها که خود مطلب علی حدهای است و ما گفتهایم انسان منزلی بالطبع است، نه به معنی اینکه انسان شهوت جنسی دارد، شهوت جنسی را حیوانات غیرزوج نیز دارند، بلکه به معنی اینکه نوعی علاقه که از خانواده رأفت و رحمت است نه از خانواده شهوت. طبیعتاً در وجود مرد و زن هست:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة. اگر اصول خانوادگی مستحکم باشد و مرد در منظومه خانوادگی وظیفه الکترونیکی خود [٣] را انجام دهد، زن خوشبخت
[١]. اگر حق فقط گرفتنی باشد نه دادنی، پس انسانیت و حیثیت ذاتی و شرافت ذاتی انسانها کجا رفت؟ خیلی عجیب است که غربیها از طرفی از حیثیت ذاتی انسانها دم میزنند، از طرف دیگر میگویند حق گرفتنی است نه دادنی.[٢]. رجوع شود به ورقه زن- عشق و امتناع ظریفانه.[٣] [از نظر مغناطیس بودن و تأثیر گذاری بر روی سایر افراد خانواده.]