یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٤٤
لد. با وجود عشق، پند و اندرزهای عقلانی بیاثر است. (ص ٤٢٨)
له. عشق مرد و زن منبع اصلی عواطف انسانهاست. (ص ٤٢٨)
لو. ترس از عشق ترس از زندگی است. (ص ٤٢٨)
لز. سخن ویل دورانت درباره این که با این که عشق از هر چیز دیگر جالبتر است کمتر درباره آن بحث علمی شده. (ص ٤٢٨)
لح. آیا عشق خالق زیبایی است یا زیبایی خالق عشق است؟ به فرض اول، مسئله جنبه درونی و به فرض دوم جنبه بیرونی دارد. (ص ٤٢٩)
لط. ماهیت عشق از نظر افلاطون میل به یکی شدن دو موجودی است که در اصل یکی بودهاند. (ص ٤٣٠)
لی. تعریف بالا فقط با نظر عرفا که عشق را میل به رجوع به حق میدانند منطبق است.
م. غیر علمی بودن نظر ویل دورانت. (ص ٤٣٠)
ما. تشبیه تردید ویل دورانت به تردید بوعلی در شوق هیولی به صورت. (ص ٤٣٢)
مب. آغاز پیدایش عشق در فرد. آیا عشق از آغاز کودکی وجود دارد؟ (ص ٤٣٢)
مج. بی پایگی فرضیه فروید از نظر ویل دورانت. (ص ٤٣٢)
مد. در دوره بلوغ، میل به هنر و فداکاری و نیکی پیدا میشود و همه عواطف و احساسات پاک از این دوره غذا میگیرند. به عبارت دیگر، ریشه عشقهای معنوی عشق جنسی است. (ص ٤٣٣)
مه. آیا هر عشقی پایه فیزیولوژیک دارد؟ (ص ٤٣٣) (ر. ک:
نب)
مو. اقوام وحشی عشق را نمیشناسند. (ص ٤٣٣)
مز. یونانیان عشق عاشقانه را میشناختند. (ص ٤٣٣)
مح. هزار و یکشب و عشق عاشقانه. (ص ٤٣٣)
مط. ترغیب عفت و تقوا از طرف کلیسا موجب نضج غزل