یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤١ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٤٠
نظر باشد که عشق را از مقوله شهوت میداند و شهوت را مطلقاً پلید میداند و البته حدّت در پلیدی پلیدتر است؛ و ممکن است از این نظر مخالف نباشد؛ یعنی عشق مادامی که اثر سوئی بر آن بار نباشد فی حد ذاته مذموم نیست، بلکه از آن نظر مذموم است که ضد عقل است.
عشق در عین اینکه محاسنی دارد، مانند بلا و مصیبت است که قابل تجویز و توصیه نیست زیرا تمایل به آنارشی دارد
٩. راجع به محاسن عشق، این مطلب هست که چون عشق به قول راسل تمایل به آنارشی دارد نسخهای نیست که بتوان آن را برای همه کس بلکه برای هیچ کس تجویز کرد، بلکه نظیر بلا و مصیبت است که نمیتوان به استقبالش شتافت و برای خود ایجاد کرد، ولی احیاناً اگر وجود پیدا کند مفید است.
عشق ممکن است آثار خرابی به بار آورد
اما مفید بودنش هم بهطور مطلق نیست [١]، همچنان که بلا و مصیبت نیز اگر درست اداره و رهبری نشود فاسدکننده است، اگر مقرون به خویشتن داری بشود خوب است. عشق نیز اگر تمام اختیارات را از کف بگیرد، با خودداری و عفاف توأم نباشد، آثار نیک به بار نمیآورد. راسل در زناشویی و اخلاق صفحه ١٣٤ میگوید:
مقایسه آثار عشق و آثار رنج
بیان راسل در اینکه رنج با همه فوایدی که دارد، مجوّز برای دیگران نمیشود
بسیاری اشخاص بر اثر یأس از یافتن سعادت در راه این گونه مبارزات ایده آلی افتادهاند. رنج برای اشخاص واجد انرژی چون وزنه گرانبهایی است و بعلاوه کسی که خود را کاملًا سعادتمند میبیند جهدی برای سعادت بیشتر نمیکند. اما گمان نمیکنم این امر بتواند بهانهای باشد که دیگران را رنج بدهیم تا به راه مفیدی قدم نهند، زیرا غالباً نتیجه معکوس بخشیده و انسان را در هم میشکند. در این مورد بهتر است خود را تسلیم تصادفات کنیم که در سر راه ما پیش میآید.
عین این بیان درباره عشق صادق است، با این تفاوت که قدرت
[١]. شعرای ما از عشق به شاه و سلطان تعبیر کردهاند، مصداق کلام خداست: ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة.