یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٣١
است، نظیر این است که بگوییم در گل میل به غنچه شدن یا دانه شدن هست، و چقدر این سخن غیر علمی است، اما ویل دورانت این را یک تحقیق علمی میداند.
در کتاب فرویدیسم با اشاراتی به ادبیات و عرفان ص ... نیز چنین چرندی وجود دارد. او میگوید: علت اینکه مرد در حال جماع خود را میچسباند به پاهای زن، علاقه به بازگشت به وطن اصلی است!!!
از اینجا معلوم میشود که تفسیر عرفای خودمان از عشق به اینکه عشق حقیقی عشق به حق است، عشق به صورتهای زیبا از آن نظر است که پرتوی از جمال محبوب در آن هست، و اما عشق و علاقه به همسر و فرزند استخدام و تسخیر طبیعت است برای انجام یک سلسله وظایف، به عبارت دیگر غایت اولی و اصلی نیست، غایت استطرادی و استجراری است، معقولتر است.
ص ١٢٥:
این تعریف شریف (تعریف افلاطون) [١] ما را وادار میکند که این تمثیل نویسنده بزرگ را به نحو علمی تفسیر کنیم.
میتوانیم چنین بگوییم که وقتی هر دو جنس در یک بدن قرار داشتند- چنان که الآن در کرم خاکی حال بدین منوال است- پس از آن، طبیعت از آندو دو موجود زنده جداگانه ساخت. به همین جهت هر یک از ما در حال جدایی، خود را ناقص مییابد و برای وحدت و یکی شدن و کمال کوشش میکند [٢].
ولی در پاسخ از ماهیت عشق، چنین جوابی بیشتر عرفانی خواهد بود. این جواب در نطفه پایینترین پروتوزئونها وجود یک وجدان عالی فلسفی را مفروض میدارد.
[١] [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٢]. خیلی سخن عجیبی است. باید فرض کنیم که دو جنسی شدن، مرحلهای ناقص تراست از یک جنسی بودن.