یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٣٠
ماهیت عشق و علاقه مرد و زن به یکدیگر میل به یکی شدن دو موجودی است که در اصل یکی بودهاند
حال پس از این بحث کوتاه زیست شناسی، مسئله عشق چه مقامی پیدا میکند؟ افلاطون در کتاب مهمانی از قول اریستوفانس جواب این سؤال را به طنز چنین میدهد: وقتی هر دو یکی بودند [١] ولی خداوند به علت شرارت انسان او را به دو نیم کرد، مانند دیو آلبالو که برای ترشی گذاشتن به دو نیم کنند و یا همچون تخم مرغی که از وسط با یک تار مو نصف کنند ... هر یک از ما در جدایی، فقط نیمه انسان است ... و همیشه نگران نیم دیگر است. میل و جنبش به سوی یکی شدن، عشق نامیده میشود.
اگر عشق میل به یکی شدن دو موجودی باشد که در اصل یکی بودهاند، جز با تعریف عرفا نمیتوان تعریف کرد
آنچه افلاطون گفته تمثیلی است، و تعریف عشق به هر حال از نظر افلاطون میل به یکی شدن دو موجودی است که در اصل یکی بودهاند. این همان تعریفی است که حکما و عرفای ما نیز پذیرفتهاند، لهذا عشق غیر خدا را مجازی میدانند. عشق حقیقی عشق به ذاتی است که از او آمدهایم و به سوی او بازگشت میکنیم و این بازگشت هم امری واقع شدنی و ضروری است: انّا للَّه و انّا الیه راجعون. عرفا گفتهاند: النهایات هی الرجوع الی البدایات.
النهایات هی الرجوع الی البدایات
جزءها را رویها سوی کل است | بلبلان را عشق با روی گل است | |