یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٢٥
موجود نوی پدید میآورد ...
آثار سوء محرومیت از عشق
کسانی که هرگز از وحدت صمیمانه و عمیق و رفاقت پر شور یک عشق طرفینی بویی نبردهاند، در حقیقت شیرینترین جنبههای زندگی را نچشیدهاند و بیآنکه خود بدانند، محرومیت از آن عواطف، آنان را به سوی قساوت، حسادت و زورگویی سوق میدهد.
راسل ناچار است علاقه زوجیت را از نوع استخدام نشمارد. از این نظر فلسفه عشق راسل نیز مؤید گفتههای ما در روابط تاریخی زن و مرد است
خواهنا خواه راسل اعتراف دارد که عشق علاقهای است غیر از غریزه جنسی. غریزه جنبه فردی و لذت جویی از موضوع لذت دارد، به موضوع لذت به چشم استخدام و ابزار کار مینگرد، همان طوری که انسان به همه اشیاء مورد احتیاج خود مینگرد.
علقه زن و مرد به یکدیگر طبیعی است نه قراردادی
ولی همان طوری که ما در ورقههای زن در اسلام و سخنرانیهای مسجد اتفاق و ورقههای خانواده و بالخصوص در ورقههای حکومت و قوامت مرد بر زن گفتهایم، نوع علاقه مرد و زن با علاقه شخص به اشیاء متفاوت است، نوعی میل به وحدت و اتحاد است، علاقه به ذات شخص مقابل است، از قبیل علاقه به فرزند است، لهذا به سرنوشت و سعادت او علاقهمند میشود و در راه او گذشت و فداکاری میکند. یک علقه طبیعی، اجتماع خانوادگی را به وجود میآورد نه یک علقه قراردادی آنچنان که در اجتماع بزرگ هست. علیهذا حقیقت عشق خانوادگی که راسل قبول میکند، همان است که ما در نوع رابطه میان زن و مرد گفتهایم، چیز تازهای نیست، همان است که مولوی در اشعار معروف خود آن را مهر و رأفت نامیده است و از مختصات انسان شمرده است [١].
ص ٦٤:
کاری که منظور از آن فقط درآمد باشد نتایج مفیدی بار نخواهد آورد. برای چنین نتیجهای باید کاری پیشه کرد که در آن ایمان
[١]. رجوع شود به ص ٤٤٧، نمره ١١.