یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٢٤
امروز سه جریان غیر عقلانی در زندگی هست: دین، جنگ و عشق. اما عشق ضد عقل نیست [١]، چه یک مرد عاقل ممکن است از آن هم متمتع شود (همین مطلب درباره دین و جنگ هم صادق است) [٢].
کار و رفاه اقتصادی نیز مانند مذهب و عقل دشمن عشق است
... معهذا در جهان نوین، عشق دشمنی بزرگتر از دین دارد و آن کار و رفاه اقتصادی است ... البته دیوانگی است که ترقی اجتماعی خود را بکلی فدای عشق کنیم ... ولی این هم دیوانگی است که عشق را کاملًا فدای شئون اجتماعی بکنیم (در اینجا راسل بر خلاف کارل مارکس از جنبه مادی دور میشود.) و این شق اخیر در جوامعی که کاملًا بر اساس مسابقه در راه پول مجهز شده است به کرّات رخ میدهد. برای نمونه زندگی بازرگان و صنعتگر امروز را بخصوص در آمریکا در نظر بگیرید.
ص ٦٢:
عشق مافوق رابطه جنسی است. عشق را برودت و قساوت دیگران تیزتر میکند
عشق چیزی بالاتر از میل به روابط جنسی است [٣] و [٤] ... در بسیاری از افراد بشر ترس عمیقی از برودت مردم اطراف و از قساوتی که از انبوه مردم پدید میآید، ریشه دوانده و عطش مفرطی به محبت [٥] دارند، که مردان آن را در لفاف خشونت و سختی و زنان در شرارت و تلخی نهان میکنند.
عشق یا وحدت دو موجود، شیرینترین جنبههای زندگی است
یک عشق پر عواطف و دو جانبه این قساوتها را دور میریزد و از دو موجود،
[١]. این مطلب قابل خدشه است.[٢] [عبارات داخل پرانتز از استاد شهید است.][٣]. یعنی نوعی میل به وحدت و اتحاد دو روح است. راسل در اینجا به نظرات عرفانی نزدیک میشود.[٤]. رجوع شود به ص ٤٤٧، نمره ١١.[٥]. به عبارت دیگر اتحاد دو روح.