یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - وحدت وجود - مدارک
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٩٦
این مسلوب است ولی آن ثانی آنچنان حقیر است که نتوان نام موجود به آن داد.
این نظریه را عرفا قبول ندارند و شرک میدانند. این نظریه با کثرت وجود هم سازگار است.
ب. اینکه حقیقت وجود، حقیقت واحد است و دارای مراتب، و یک مرتبه غنی، مرتبهای دیگر فقیر، مرتبهای واجب و مرتبهای ممکن. پس وحدت است و ذات حق سرسلسله این وحدت است.
این نظریه نیز به خودی خود مورد نظر عرفا نیست، اصل «لیس فی الدار غیره دیار» درباره آن صادق نیست. آنچه منظومه میگوید:
الفهلویون الوجود عندهم- حقیقة ذات تشکک تعم ... همین است.
ولی صدرا این نظریه را تکمیل کرده است و با اثبات دو اصل:
یکی علت، مقوّم حقیقت معلول است و از خود معلول به معلول نزدیکتر است و دیگر اثبات اینکه معلول جز اشراق علت نیست، این نظریه رسیده به آنجا که اصل «لیس فی الدار غیره دیار» را توجیه کند.
ج. اینکه وجود، حقیقت واحد بسیط بدون تکثر است و آن خداست، غیر او همه نمود است نه بود. البته عرفا سخنشان این است، غایت سیر عارفانه این است. اشعار هاتف یعنی ترجیع بند عارف تمامش همین مطلب است که تکرار میشود:
که یکی هست و هیچ نیست جز او | وحده لا اله الّا هو | |