یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - یادداشت عرفان و تصوف - مسائل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٥٦
٢٢. علل رو آوردن مسلمین به زهدهای افراطی: نابرابریهای اجتماعی، ناامنیها.
٢٣. در عهد اول به عقیده نویسنده تاریخ تصوف (ص ٢٣) سخنی از عشق و محبت و وحدت وجود و فنا و بقا و صحو و سکر و قبض و بسط و وقت و حال و وجد و جمع و تفرقه و ذوق و محو و اثبات و تجلی و محاضره (کذا) و مکاشفه و لوایح و طوالع و تمکین نبوده است.
همین جا جای سخن است که آیا خود این حالات در صدر اسلام نبوده است و بعد پیدا شده است، یعنی عارفان بعدی کاملتر بودهاند؟ یا این حالات به عنوان یک واقعیت روحی و روانی بعدها هم نبوده است، آنچه بعدها پیدا شده صرفاً یک سلسله اصطلاحات و لفاظیهاست و فقط ارزش ادبی دارد؟ یا اینکه حقیقت اینها در صدر اول هم بوده و بیشتر و کاملتر بوده است، در عهدهای بعد اینها تبیین علمی شده و برای اینها الفاظ و اصطلاحات وضع شده است؟
اولًا بعضی از اینها در لسان صدر اسلام هم بوده است و شارع اسلام و ائمه مسلمین واضع این اصطلاحات بودهاند. ثانیاً خود این حالات حتماً بوده است، در عصرهای متأخر تبیین شده است. نه تنها عرفان عملی در سابق بوده است، حتی حقیقت وحدت وجود هم بدون اینکه این لفظ در کار باشد بوده است. اگر این جملهها سنداً به حقیقت بپیوندد که: خارج عن الاشیاء لا بالمباینة و داخل فی الاشیاء لا بالممازجة و یا: ما رأیت شیئاً الّا و رأیت اللَّه قبله و بعده و معه، پس با لفظ دیگر بوده است. سخن جنید که میگوید: اصل تصوف در میان قدما بوده و ما مدتی است در حاشیه کار آنها هستیم (تاریخ تصوف ص ...)
ناظر به همین مطلب است. (ر. ک: نمره ٣٣)
٢٤. مراحل تصوف از نظر ابن الجوزی (تاریخ تصوف ص ٢٤):
الف. مرحله زهد و تزکیه نفس صادقانه و پرهیزکاری به حقیقت و صدق- در این مرحله تصوف انحرافی ندارد.
ب. مرحله تحقیر علم- اولین انحراف بزرگ و رو آوردن به