یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٢٣
ماهاست، ولی آیا وابستگی اختصاصی اشیاء به انسان منشأ این تجزیههاست یا وابستگی انسان به اشیاء اختصاصی یعنی اشیائی که به همه نسبت یکسان ندارد؟
ممکن است مارکسیسم مدعی شود که اضافه و تعلق و اختصاص چیزی که نسبت متساوی با همه ندارد مثل ثروت، سبب قهری اضافه و تعلق و اختصاص انسان به آن چیز میشود و تفکیک میان ایندو امکان پذیر نیست. بعلاوه بحث گذشته مبنی بر این بود که انسان نباید به غیر خود، هرچه باشد، وابسته و متعلق باشد؛ هر وابستگی انسان به غیر خود ولو امری مشترک باشد مثل دین، وطن، آب و خاک موجب از خود بیگانگی است؛ انسان فقط باید وابسته به خود یعنی وابسته به انسان باشد و بس. جواب این است:
اما مسئله ملازمه، مبنی بر تئوری طفیلی بودن انسانیت نسبت به حیوانیت و طفیلی بودن جنبه ایدئولوژیک و معنویت انسان از اوضاع اقتصادی و عدم استقلال نهاد اخلاقی انسان است که ما خلاف آن را اثبات کردهایم.
اما مسئله «هرگونه پرستش غیری ملاک از خودبیگانگی است» اولًا در مورد شرافتهای انسانی و ارزشهای انسانی صادق نیست. آیا عدالت دوستی یا آزادی و تساوی دوستی، مسلک پرستی و بالاخره ایده آلیست اخلاقی بودن ملاک از خودبیگانگی است؟ یا بر عکس عین انسان دوستی است، چون انسانیت جز اینها نیست. بعلاوه خداپرستی- همانطور که در کتاب سیری در نهج البلاغه گفتهایم- عین بازگشت به خویشتن است، نه جدا شدن از خویشتن.
در باب اضافات و تعلقها که باید نفی شود تا منها تبدیل به ما بشود و تا انسان به آزادی و آزادگی معنوی برسد و تا انسان به انسانیت واقعی خود برسد، سه مکتب است: مکتب ماتریالیسم که اساس را منحصراً تعلق و اضافه مادیات به انسان میدانند، و مکتب ایده آلیسم عرفانی که منحصراً به تعلق انسان به مادیات توجه دارد، و مکتب رئالیسم که اگرچه اساس را تعلق انسان به مادیات میداند