یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٢٠
دولت پرست، خداپرست و قائم به غیر و بنده و برده (چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی) شده است. اخلاق عبارت است از رهایی از پرستش غیر انسان اعم از مادی یعنی منفعت، دولت، یا معنوی یعنی خدا، و بازگشت به خویشتن یعنی به اومانیسم و انسان گرایی. به عبارت دیگر اخلاق عبارت است از بازگشت از تکثر و جدایی که غیر طبیعی و ضد آزادی است به وحدت و یگانگی، عبارت است از [بازگشت از] بیگانگی با خود به یگانگی. به تعبیر دیگر اخلاق عبارت است از تبدیل شدن «من» به «ما»، که تا این حد همه اخلاقیون قبول دارند. ولی نظر به تئوری فلسفی تابع بودن افکار و اندیشهها و ذوقها و احساسها و قضاوتها از بنیاد اقتصادی جامعه، در حالی که جامعه از نظر اقتصادی به منها تجزیه شده است، یعنی جامعه جامعه طبقاتی است و اصل مالکیت حکمفرماست که خانه من، ثروت من، زمین من، مغازه من، فرش و اثاث من، امکان اخلاقی بودن نیست. منها از نظر اخلاقی آنگاه تبدیل به ما میشود که منهای جامعه از نظر اقتصادی تبدیل به ما شده باشد. اینکه میگویند:
جان گرگان و سگان از هم جداست | متحد جانهای شیران خداست | |