یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٠٦
اخلاق در مقابل عوامل و تحولات اقتصادی میکند، ضمناً مشتمل بر نفی جاودانگی اصول اخلاقی است، زیرا نظر به اینکه عوامل اقتصادی متحول و متکامل است، اصول مقبوله اخلاقی نیز متغیر و متحول است جبراً (و این غیر آن است که میگوییم باید اصول اخلاقی تغییر کند که آن مربوط است به اخلاق نه فلسفه)، یعنی اصول اخلاقی جبراً منسوخ شدنی است و تکامل اصول اخلاقی به معنی دقیقتر شدن، رشد، افزایش و توسعه و امثالها نیست، بلکه به معنی منسوخیت در یک دوره و پیدایش نظریه دیگر [است] که با تکامل ابزار تولید متناسبتر است. تکامل اخلاقی نه از نوع تکامل فردی است نظیر رشد و تکامل یک گیاه یا یک کودک و نه از نوع تکامل انواع است که نوعی از نوع دیگر مشتق میشود [١]. در حقیقت تکامل اخلاقی یک تکامل مجازی است که به تبع تکامل ابزار تولید به آن تکامل گفته شده، همچنان که ضمناً متضمن غیر عام بودن آن نیز هست.
این بحث مربوط میشود به آنچه در کتاب مکتب راستان گفتهایم که ایدئولوژی اسلامی عام است نه خاص و گروهی، و ریشهاش از نظر اسلام در فطرت انسانی است. از نظر مارکسیسم انسانِ نوعی یک انسان انتزاعی است، یعنی تعین ندارد، مانند جنس است، لهذا صلاحیت مخاطب واقع شدن ندارد، زیرا انسان در موضع اجتماعی و طبقاتی هویت پیدا میکند، هویت هرکس عبارت است از وضع اجتماعی و طبقاتی او. ولی اسلام میگوید هرکس یک هویت نوعی انسانی دارد که قائم به فطرت اوست و لهذا مخاطب اسلام نوع انسان است (الناس) نه گروه خاص مثلًا علما، قرشیها، فقرا، اغنیا ... [٢]
بحث عام نبودن اخلاق در مارکسیسم، جزئی است از عام نبودن هیچ جزء از اجزای ایدئولوژی حتی علم و فلسفه- رجوع شود به
[١]. راجع به اینکه اخلاق هر دوره از دوره قبل متکاملتر و مترقیتر است، رجوع شود به مجله انترناسیونالیست، شماره ٥، صفحات ٥٧ و ٥٨.[٢]. رجوع شود به ورقه فطرت، هویت نوعی انسان و ملاک تخاطب او.