یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - آیا اخلاق مطلق است یا نسبی؟ ( بحث هشترودی )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٩٧
فروید اعتبار مبانی اخلاقی که به صورت موهبت مطلقه الهی تلقی میشد از دست رفت. اکنون که کلیه احکام نسبی است نباید به خاطر اینکه فلانی حکم مورد قبول مرا نمیپذیرد برادرکشی راه بیندازیم. حکمی که ما قبول میکنیم برای ما مطلق است ولی این حکم ممکن است برای دیگری مطلق نباشد. وقتی احکام ریاضی مطلق نیست و همه چیز نسبی است، عدهای چگونه میتوانند با حکم مطلقْ برادرکشی و خواهرکشی کنند و از تکنیک در این راه استفاده کنند؟
باید پرسید آیا محکومیت استفاده از تکنیک و استخدام آن در خدمت ظلم و آدم کشی مطلق است یا نسبی؟ آیا استاد از امری که به طور نسبی محکوم است رنج میبرد؟ آنچه بهطور نسبی محکوم است، بهطور نسبی قابل تأیید است.
ثانیاً حکمت عملی سقراط و کانت که به عنوان ریا و دروغ و خودنمایی و خود دوستی تعبیر شده است، آیا خود این معانی بهطور مطلق بدند یا بهطور نسبی؟ خود استاد این امور را بهطور مطلق محکوم کرده است و الّا همانطور که به خاطر احکام نسبی نمیشود برادرکشی کرد، به خاطر احکام نسبی نمیتوان حکمی را باطل ساخت، آنهم باطل مطلق.
ثالثاً مسئله نسبی بودن مکان و زمان که به ماده و وضع متغیر و روابط متقابل آن مربوط است، قابل مقایسه با اصول اولیه تفکر بشر در مسائل نظری و مسائل عملی نیست. حداکثر در مورد امور مادی ممکن است کسی ادعا کند که ماهیت آنها عین مجموع روابط متقابل آنها با اشیاء دیگر است و در شرایط مختلف یا متغیر، مختلف و متغیر میشود و البته آن هم در جای خود ثابت میشود که صحیح نیست.
رابعاً نظریه فروید که همه مبانی اخلاقی را از نظر ریشه، جنسی میداند، یک نظریه مطلق است یا نسبی؟ اگر مطلق است پس حکم مطلق داریم و اگر نسبی است، پس این که ریشه مبانی اخلاقی جنسی