یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١ - اخلاق مسیحی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٩٠
لیکن من به شما میگویم با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخساره راست تو طپانچه زد دیگری را نیز به سوی او برگردان و اگر کسی خواهد با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد عبای خود را نیز بدو واگذار و هر گاه کسی تو را برای یک میل مجبور سازد دو میل همراه او برو ... شنیدهاید که گفته شده است همسایه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت کن، اما من به شما میگویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت طلبید و به آنان که از شما نفرت کنند احسان کنید و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند دعای خیر کنید [١] و [٢].
بدیهی است که اینچنین محبت دو عیب اساسی دارد: اولًا روح شجاعت و نیرومندی را در مظلوم و زیردست میمیراند و به همین جهت نیچه اخلاق مسیحیت را اخلاق بردگی نامیده است. بعلاوه ظالم را در ظلمش و فاسد را در فسادش شدیدتر میکند و این ضد محبت است. پس این گونه محبت، هم دشمنی نسبت به ظالم است و هم نسبت به مظلوم، نظیر محبت مادری است که از هر گونه سخت گیری تربیتی نسبت به فرزندش خودداری میکند که عین دشمنی است.
از طرف دیگر افراط در شکستن انانیت است در حدی که عزت و مناعت را از بین میبرد.
عیب دیگر این است که به هیچ وجه انقلابی و اصلاحی و اجتماعی نیست، زیرا میگوید کار قیصر را به قیصر و کار خدا را به
[١]. مقایسه شود با برخی فقرات دعای مکارم الاخلاق: ... و وفّقنی لان اکافئ من حرمنی بالبرّ و ...[٢]. کلیات فلسفه، ص ٤١، نقل ازانجیل متی، باب پنجم، آیه ٣٨ به بعد. (ایضاً برای قسمتهای مختلف جملههای بالا رجوع شود به آخرتحف العقول، مواعظ عیسی، صفحه ٥٠٣ و ٥١٠).