یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - اخلاق جنسی - ریشه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٦٤
ص ٧٤:
اعتراف ویل دورانت به اینکه حیا و عفت با اینکه ناشی از تملک زن است، چون
عادات و سنن قدیمی اجتماع نماینده انتخاب طبیعی است که انسان در طی قرون متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بی شمار کرده و به همین جهت باید گفت با وجود آنکه احترام بکارت و احساس شرم از امور نسبی هستند و با وضع ازدواج از راه خریداری زن ارتباط دارند و سبب بیماریهای عصبی میشوند، پارهای فواید اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنس یکی از عوامل به شمار میروند.
معلول انتخاب طبیعی است خوب است
حیا و عفت مقام زن را بالا میبرد و به عشق کمک میکند (سخن راسل در این باب)
شرم و عفت برای دختر همچون وسیله دفاعی است که به او اجازه میدهد از میان خواستگاران خود شایستهترین آنان را برگزیند و یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی به تهذیب خود بپردازد. موانعی که عفت و پرده داری زنان در برابر شهوت مردان ایجاد کرده (نظیر مانعی طبیعی که طبیعت عضو تناسلی را در مخفیترین نقاط بدن او قرار داده است) خود عاملی است که عاطفه عشق شاعرانه را پدید آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است ... [١]
ص ٧٥:
منشأ قبح اولی زنا این بود که نوعی دزدی و تجاوز به حق مرد بود و لهذا
مجازات زنا و دزدی یکی بود
با پیشرفت مالکیت، زنا که سابق بر آن از گناهان صغیره به شمار میرفت در زمره گناهان کبیره قرار گرفت. (چرا از اول گناه بود ولو صغیره؟) [٢] نصف ملتهای ابتدایی که میشناسیم به زنا اهمیت چندانی نمیدهند [٣]. هنگامی که مرد به مالکیت
[١]. چرا همین جهت را ناشی از خود طبیعت ندانیم که هدف داشتن وی مسلّم است و آن را ناشی از حوادث طبیعی و انتخاب طبیعی بدانیم؟![٢] [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٣]. معلوم نیست مقصود زنای زن بیشوهر است یا شامل زنای شوهردار نیزمی شود.
اگر شامل زنای شوهردار هم هست پس موضوع حسادت (قطع نظر از غیرت) مرد کجا رفت؟ و اگر مقصود دورههای کمونیسم جنسی است که زنا مفهوم ندارد.