یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - اخلاق چیست؟ ( رابطه جهان بینی و اخلاق )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٧٥
اینجا سؤال دیگر طرح میشود: لذت که پایه سعادت است و همچنین الم که پایه شقاوت است چند نوع است؟ آیا منحصر است به جسمی و فردی یا لذتهای غیرحسی و لذتهای نوعی هم داریم؟ در مقام معارضه، با اینها چه باید کرد؟ کدام یک مقدم است؟ کدام یک قویتر و بهتر سعادت را تأمین میکنند؟
بدیهی است که اگر مقیاسْ لذت باشد و لذت هم منحصر به جسمی و حسی و فردی و یا در مقام تعارض، لذت حسی و فردی مقدم باشد و به هرحال مقیاس این باشد که من به دلیل اینکه از این کار بیشتر لذت میبرم میکنم و هرکسی تکلیفش پیروی از لذتش، و نبردن لذت از یک کاری که در آن خیر غیر هست عذری باشد واقعاً، دیگر اخلاق معنی و مفهوم ندارد.
حتی در مورد لذت معنوی هم اگرچه از انسان جداشدنی نیست ولی اگر با عنایت و توجه به لذت باشد، عمل اخلاقی از ارزش میافتد، همچنان که عبادت نیز که خواه ناخواه توأم با لذت است اگر با توجه به لذت و به خاطر لذت باشد بیارزش است، همچنان که عمل مادرانه مادر نیز اگر با مقیاس لذت از کار خود- که قهراً هست- بوده باشد ارزشی ندارد و خودپرستی است، بلکه عمل اخلاقی یا عبادی آن وقت ارزش دارد که انسان خود را فراموش و لذت حاصل را نیز فراموش کند، غرق در معبود و یا غرق در خیر اخلاقی باشد، آن وقت است که ارزش واقعی دارد. پس مشکل لذت به این نحو- که به نظر میرسد بسیار جالب است- حل شد.
ب. هدف از انسان در خود طبیعت مشخص شده است. کار انسان درباره خودش پرورش استعدادهای خودش است. انسان در حکم یک زراعت و یک درخت میوه است که میخواهیم از ثمره او بهره ببریم. ثمره دادن انسان به این است که استعدادهایش کشف شود و همان استعدادها به فعلیت برسد.
اینکه انسان چگونه باید باشد، طبعاً مشخص است: همان گونه که در مسیر خلقت تعیین شده است.