یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٧
سستی این پایه، اخلاق به سختی آسیب دید و بیاخلاقی مانند بی دینی و پیروی از مادیگری و جبر مادی، از نشانههای طبیعی طغیان موقت جوانی شد. حال ما نیز بر چنین منوال است ... در نظر سقراط بزرگترین مسئله فلسفه این بود که به جای علمِ اخلاق دینی که به دست فلسفه ویران شده بود، علم اخلاق نوینی بر اساس طبیعی بنا کند.
عطف به صفحه ١٤٩، اخلاق هوشیاری:
ویل دورانت، لذات فلسفه صفحه ١٠٣:
جهل، اساس معاصی
اگر معنی خیر را با هوشیاری یکی بدانیم و فضیلت را خردمندی بخوانیم و اگر بتوانیم به مردم منافع حقیقیشان را چنان بیاموزیم که نتایج بعید اعمالشان را نیک ببینند و امیال و شهوات خود را با دیده بصیرت بسنجند و آنها را از آشفتگی رها ساخته، وحدت خلّاق سودمندی بدان ببخشند، شاید مردم جدلی روشنفکر را به اخلاق رهنمون گردیم که درست به استحکام اخلاق افراد متدین عادی باشد. آیا احتمال نمیرود که اساس معاصی جهل است و جنایات، ناشی از عدم بصیرت کامل؟ آیا فضیلت هوشیاری و تربیت کامل، نظم اجتماعی لازم را برقرار نمیسازد؟
آنگاه میگوید:
در پشت این عقیده که همچون وزنه اخلاقی در برابر فلسفه سیاسی اشراقی نمایانده شده است، نوعی اصالت فرد زیرکانه نهان است. به موجب این عقیده، با تربیت یک نسل میتوان شرافت و اصالت واقعی را برقرار ساخت. ولی به این سؤال که آیا هوشیاری موجب نمیشود که جنایتی هوشیارانهتر انجام