یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٤
تربیتْ هرچه بیشتر افکار را متوجه کرد که تا شعاع دور ببینند و دوراندیش بشوند، و بنا بر برخی نظریات وجدان اخلاقی خود یک قوه و غریزه مستقل است و مانند غرایز دیگر باید با عمل موافق و پرهیز از عمل ضد که موجب ضعف میشود، آن را تقویت کرد.
برخی معتقدند که فعل اخلاقی مساوی است با فعل دینی و مذهبی، دین تنها پشتوانه و ضامن اخلاق است، اگر دین نباشد از هیچ یک از عوامل دیگر: محبت، عقل مجرد، زیبایی، وجدان، هوشیاری و فطانت در این زمینه کاری ساخته نیست. نه آنچنان محبت غریزی اجتماعی کافی در انسان هست و نه آنچنان درکی برای استقلال نفس از بدن برای عموم هست و نه احساس زیبایی در معقولات و معنویات جاذبهای مقاوم در برابر زیباییهای مادی و حسی دارد و نه ندای وجدان آنچنان رساست.
اما هوشیاری: برخلاف نظر امثال راسل، همیشه نتیجه هوشیاری هماهنگ کردن منافع خود با مصالح اجتماعی نیست، بلکه فقط فرد ضعیف یا فردی که لااقل با نیروی مساوی مواجه است نتیجه محاسبه هوشیارانهاش رعایت مصالح اجتماع است، اما فرد قوی و مطمئن از عکس العمل نامساعد یا جمعیت و جامعه قوی و مطمئن از نتایج کار خود، هرگز هوشیاریاش مصالح اجتماع را ایجاب نمیکند و لهذا امروز میبینیم با همه اینکه هوشیاریها فوق العاده زیاد شده است فعل اخلاقی کمتر صورت میگیرد.
این است که این عده میگویند: «اخلاقی» مساوی است با دینی بودن. ویل دورانت از داستایوسکی از قول ایوان (شاید شخص حقیقی است و شاید شخص اساطیری و قهرمان یک افسانه) نقل میکند: اگر خدایی نباشد، همه چیز مجاز است.
ولی به عقیده ما اینجا دو مطلب است که باید از هم تفکیک شود: یکی اینکه آیا اخلاق هیچ ریشهای در احساسات غیردوستی یا زیبایی، عقل مجرد یا وجدان دارد و یا به هیچ وجه ندارد؟ اگر بگوییم ندارد، نظر ما درباره انسان مساوی است با نظری که در نظریه