یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - نسبیت اخلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٣٠
یکی اینکه این الهامات متغیر است، دیگر اینکه الهام دهنده جز روح زمان یا روح اجتماع نیست.
بنا بر این نظر، صد درصد باید تابع زمان و مقتضیات زمان بود.
اگزیستانسیالیسم سارتر نیز که هیچ معیاری در خارج از انتخاب انسان برای اندیشه و عمل انسان، برای خیر و شر و اخلاقی و غیر اخلاقی قائل نیست و معتقد است که ارزش اخلاقی را انسان به فعل خود میدهد زیرا لازمه انتخاب یک فعل برای خود این است که من آن را برای همه مردم انتخاب میکنم [١]، در این مکتب نیز اخلاق نسبی است، به شکل بدتری هم نسبی است، زیرا حتی معیاری از قبیل پسند عموم یا اقلیت روشنفکر و انتلکتوئل بر اساس روح زمان نیز در کار نیست.
ج. معیار اخلاقی بودن، توافق و هماهنگی منافع فرد و اجتماع است [٢] (عقیده راسل و بعضی دیگر). بدیهی است که بنا بر این نظر خود هماهنگی به عنوان یک حقیقت، یک امر ثابت است و یک مفهوم مطلق است. ولی نظر به اینکه کاری که به منفعت فرد باشد مختلف است، در شرایط مختلف مختلف است و همچنین کاری که به مصلحت اجتماع باشد، طبعاً کار هماهنگ هم همیشه یکجور و یکنواخت نیست. پس ممکن است یک فعل در یک زمان، اخلاقی و در زمان دیگر غیراخلاقی باشد یا ضد اخلاقی باشد.
د. اینکه فعل اخلاقی آن است که از محبت به غیر و از اینکه غیر هدف باشد، ناشی شود. بنا بر این نظر، خود اخلاق یک حالت نفسانی است و ثابت ولی فعل اخلاقی متغیر است، آنچنان که محبت مادر همواره ثابت است ولی عمل محبت آمیز مادرانه مختلف است،
[١]. در این نظریه گویی میان فعل طبیعی و فعل اخلاقی فرق گذاشته نشده است. هرفعل طبیعی فقط به دلیل اینکه من انتخاب کردهام، فعل اخلاقی میشود.[٢]. این هماهنگی چیزی شبیه هماهنگی سیاستهاست که گاهی یک مسئله موضوع تشاجر دو سیاست است و با تغییر شرایط، همان مسئله موضوع توافق میشود و بنابراین در هر موردی باید حساب کرد و اجتهاد کرد که توافق هست یا نه.