یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - اخلاق، وجدان - نظریه کانت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١١٥
خواهد شد.» ... باید از اعمالی که در صورت تعمیم و انتشار، زندگی اجتماعی را غیرممکن میسازد خودداری کنیم.
(گفتهاند: مثلًا دروغ مصلحت آمیز) [١] ... مصلحت بینی مشروط است و شعار آن این است که اگر سیاست و مصلحت ایجاب کرد باید متقی و درستکار بود (یعنی این حکم عقل است که مشروط است) اما قانون اخلاقی که در دل ما نهفته است غیر مشروط و مطلق است. خوبی عمل برای آن نیست که نتایج نیک دارد یا به مقتضای عقل است (البته هردو یکی است) بلکه برای آن است که مطابق احساس باطنی تکلیف است، آن قانون اخلاقیای که ماقبل حس و تجربه است (یعنی انسان، مکلّف نه قابل تکلیف، «تکلیف سرخود» به دنیا آمده است). تنها چیزی که در این جهان مسلماً و مطلقاً خوب است اراده نیک است، یعنی اراده متابعت از قانون اخلاقی بدون نظر به منافع یا زیانهای شخصی. هرگز دنبال سعادت شخصی خود نگردید، بلکه تکلیف خود را انجام دهید. برای دیگران سعادت بخواهیم و برای خود کمال، خواه این کمال موجب خوشی ما شود یا مایه رنج ما. برای کمال خویش و سعادت دیگران چنان عمل کن که انسانیت هدف و غرض باشد نه وسیله و طریق. این نیز به اقتضای احساس و علم حضوری ما جزئی از امر صریح مطلق است ... ممکن است بگویید وضع تکلیف در مرتبه بالاتر از زیبایی و جمال و وضع اخلاق در درجهای بالاتر از سعادت، امری شاق و سخت است. ولی تنها بدین وسیله است که میتوانیم از حیوانی بدرآییم و به ملکوت برسیم.
امر مطلق به تکلیف (کذا) متضمن اختیار و آزادی است ... عقل نظری از اثبات اختیار و آزادی عاجز است. ما اختیار خود را به علم حضوری در بحران انتخاب اخلاقی درک میکنیم. این
[١] [عبارات داخل پرانتز از استاد شهید است.]