مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٦ - مسأله تکامل
میخواهم بگویم مسأله تکامل انواع، امری است که نباید قبول کرد و خلاف است و چون ذهن من تکامل انواع را قبول نمیکند میگویم حالا لزومی ندارد ما این مطلب را بگوییم، در صورتی که من چنین چیزی نگفتم. من عرض کردم تکامل انواع یک امر انتزاعی است و تکامل نوع همان تکامل فرد است؛ یعنی فرق بین نظریه تکامل انواع و نظریه ثبات انواع این است که قائلین به ثبات انواع میگویند تکامل فرد همیشه در یک قالب معین و مشخصی است که همه افراد در همان قالب معین و مشخص تکامل پیدا میکنند و دیگر از آن بالاتر نمیروند، ولی قائلین به تکامل انواع میگویند بعضی از افراد به مرحلهای میرسند که از قالب پیشین تجاوز میکنند و آنوقت قالب جدید ملاک میشود و باز در نسلهای بعد هم یک فرد از آن قالب پیشین تجاوز میکند و جلوتر و بالاتر میرود.
مسأله تکامل فرد به همان شکل، چیزی است که خود قرآن به آن استناد کرده است. در مسأله تکامل خلقت انسان که در اول سوره حج و در اول سوره قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ است، مطلب این است که ما شما را از نطفه آفریدیم، نطفه را علقه کردیم، علقه را مضغه کردیم و بعد او را چنین و چنان کردیم؛ مراحل تطور او را به عنوان یک نمایشدهندهای از قدرت الهی بیان میکند.
البته آن مطلبی که ایشان فرمودند که فرد قویترین حالتش همان اول پیدایش اوست و انرژی مؤثر را در همان اول تکوّنش دارد، ما قبول میکنیم [١]؛ یعنی یک سلول انسان که در رحم به وجود میآید، همان اولین باری که این سلول از ترکیب دو سلول به وجود میآید جوانترین و پرنیروترین وقتی است که این موجود هست و از همان لحظه رو به کهنگی و فرسودگی و پیری میرود. حتی این که میبینیم این یک سلول دو سلول میشود، بعد چهار سلول میشود و بعد میرسد به مراحلی که اعضای زیاد پیدا میکند و بعد سلولها به انواعی تقسیم میشوند که سلول عصبی از سلول استخوانی جدا میشود و هریک از اینها از سلولهای مثلا گوشتی جدا میشوند، و باز سلول خونی چیز دیگری است، با اینکه به حسب ظاهر تنوع پیدا میکند و مرتب اعضایش زیاد میشود و بعد هم به صورت یک بچه میشود و بچه هم رشد میکند و بزرگ میشود و جوان و برومند میشود، ولی در واقع دارد از همان روز اول از او کاسته میشود. ما خیال میکنیم که از سی سالگی به بعدْ انسان کاسته میشود و حال آنکه از همان لحظه اولی که سلول به وجود آمده، رو به کاستی میرفته است.
البته شاید از نظر انرژی، مطلب از همین قرار باشد ولی در مجموعِ این موجود، در همان چیزی که شما آن را عنصر سوم مینامید مطلب این طور نیست.
[١]
. چون میفرمایید، ما قبول میکنیم [چون] ما وارد نیستیم.