مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٤ - بررسی نظریه عنصر سوم کتاب ذره بی انتها
میرود یا نوع مواد غذایی در دریا و در خشکی تغییر میکند، در نتیجه قابل توجیه است که این موجودات به فکر این بیفتند که خود را با محیط تطبیق دهند؛ مثلا اگر گیاهها و علفها سفت شده، این حیوان هم کاری کند که دندانش تیزتر شود. گو اینکه آنجا این عرض بنده صحیح نیست ولی بالاخره در آنجا یک راه حل و مفرّی دارد که خود موجود احتیاج دارد و دلش میخواهد که کاملتر، مجهزتر و مسلطتر شود.
آنجایی که هیچ نمیشود میل و اراده فرد را دخالت داد و حتما باید گفت یک نقشه دیگری ماورای تشخیص و احتیاج او وجود دارد، تکامل نوعی است؛ مثلا فرض کنید در مارمولک یک آثار و تغییراتی پیدا میشود که سه نسل بعد به درد آنها میخورد. آنجا دیگر هیچ کس نمیتواند بگوید که این مارمولک برای خودش و برای ادامه حیاتش و برای زندگیاش این کار را کرده است. حالا لزومی ندارد تکامل نوعی عین تئوری داروین باشد، بالاخره تکامل نوعی را که همه قبول دارند و قرآن هم میگوید: وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ [١] شروع او را از گِل کرد. این دیگر عالیترین و عمیقترین و دورترین تکاملی است که قرآن میگوید. اگر آنها میگویند انسان از میمون است یا از موجود تک سلولی است، قرآن حتی از گل هم عقبتر میرود: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کالْفَخَّارِ [٢]. چه اصراری است که ما بگوییم اصلا تکامل نوعی نیست؟! خیر، هست؛ ما میگوییم همین تکامل نوعی که آنها روی آن اصرار دارند بدون عنصر سوم قابل توجیه نیست.
اینجا میخواهم یک گِلهای بکنم و آن این است که احساس میکنم جناب آقای مطهری و امثال ایشان اصرار دارند بین علم قدیم و جدید تفکیک قائل شوند و درصددند که اثبات کنند قدیمیها درست گفتهاند [٣]؛ [مثلا همین که میگویند] اگر اینجا از سه عنصر صحبت شده، قدما هم همین را گفتهاند، منتها قدما گفتهاند ماده و قوه، و قوه همان عنصر سوم است. یا درباره تکامل، قدما هم گفتهاند که تکاملی هست و مثلا نمونه تکامل همین است که الآن ما میبینیم.
واقعا علم، قدیم و جدید ندارد و یک سلسله پیوستهای است. فرضا همین نظریه نسبیت با هندسه و مکانیک قدیم منافات دارد ولی باز هندسه و مکانیک قدیم در مقیاس زمینی به جای خودش درست است ولی در مقیاس فلکی، مکانیک و فیزیک نیوتن از توجیه آن عاجز است.
پس همان طوری که علمِ امروز در حال تکامل و تصحیح و اصلاح است، علم و فلسفه و افکار
[١]. سجده/ ٧.[٢]. رحمن/ ١٤.[٣]. مرحوم ذوالفنون اصرار داشتند که بگویند قدما بهتر از ما فهمیدهاند و آنچه علم و فن جلو رفته، در واقع عقبرفته.