مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٣ - « روح » در قرآن
٧. اطلاق «روح» درباره انسان
یکی دیگر از مواردی که تعبیر «روح» در قرآن آمده است آنجایی است که درباره انسان و یا انسانها به طور کلی آمده است. درباره آدم- که البته از مجموع آیات معلوم میشود که به آدم اول اختصاص ندارد- میفرماید: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ [١] سپس او را تسویه کرد و از روح خود در او دمید. میگویند معنای تسویه همان تعدیل کردن و تکمیل کردن است. ظاهرش این است که پس از آنکه خلقت جسمانی آدم را تکمیل کرد، از روح خود در او دمید. در آیه دیگر راجع به همان آدمِ اول میفرماید: فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ [٢] وقتی که او را تکمیل کردم و از روح خودم در او دمیدم، پس شما او را سجده کنید.
٨. آیه «وَ یسْئَلونَک عَنِ الرّوحِ قُلِ الرّوحُ مِنْ امْرِ رَبّی»
آیات دیگری که کلمه روح در آنها اطلاق شده است زیاد است و شاید کلیاتش همینهایی باشد که عرض کردم. ظاهرا، هم در سورههای مکیه آمده و هم در سورههای مدنیه، و حتی همین سوره بنیاسرائیل را که در آن آیه وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ آمده، سوره مکیه میدانند. در این سوره این مطلب آمده است: وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی [٣] از تو درباره روح پرسش میکنند، بگو روح از امر پروردگار من است.
در اینجا این مسأله مطرح شده که اولا مقصود از روح در اینجا چیست؟ ثانیا این جواب چطور جوابی است؟ آیا واقعا جواب حقیقی است، یا خواسته بگوید شما درباره آن سؤال نکنید، این چیزی نیست که ما برایش تعریفی بکنیم تا شما بتوانید به ماهیت و حقیقت آن پی ببرید؟
مفسرین در این زمینه که این روحی که مورد سؤال بوده است چیست، اختلاف کردهاند. بعضی گفتهاند چون قبلا در بعضی آیات نام روح در عرض ملائکه آمده بوده است، این سؤال به وجود آمده که این روحی که غیر از ملائکه است، چیست. پس مورد سؤال، آن است.
بعضی گفتهاند مقصود از روح در اینجا خود قرآن است. همان کسانی که گفتهاند در «وَ کذلِک أَوْحَینا إِلَیک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا [٤]» مقصود از روح، خود آیات قرآن است، گفتهاند در اینجا یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ ... یعنی وقتی درباره قرآن از تو سؤال میکنند بگو روح امری است که از ناحیه پروردگار نازل شده است.
[١]
. سجده/ ٩.
[٢]. حجر/ ٢٩.[٣]. اسراء (بنیاسرائیل)/ ٨٥.[٤]. شوری/ ٥٢.