مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - بیان دوم
زندگی محدود باشد به همین زندگی دنیا و بعد از این زندگیای نبود، ما دیگر انسان نمیآفریدیم، همان گیاهها و سنگها کافی بود. سنگ حشری ندارد چون همه تجهیزات زندگی سنگ در حدود همین دنیاست و بیش از این نیست؛ گیاه حشر ندارد، چون همه تجهیزاتش برای همین دنیاست؛ همین مقدار هستی میتواند قبول کند و همین مقدار را به آن دادهاند و پایانش هم همین جاست (بالاخره هرچه باشد، هستی از نیستی بهتر است، هستی کمال است)، سیر تکاملی خودش را کرده و تمام شده است.
اگر انسان قیامتی نداشته باشد معنایش این است که در قدم اولِ خلقت نابود شود در حالی که کمال او در این دنیا بروز و ظهور نکرده، و لازم میآید این تجهیزات- از آن جهت که متعلق به انسان است- همه بیهوده باشد. همان طور که زندگی دنیا توجیهکننده خلقت اعضای بدن جنین است، عالم آخرت نیز توجیهکننده انسان بما هو انسان است که در او «مثال» آفریده شده است (که اصطلاحا به آن قوه خیال میگویند [١]) و در او عقل آفریده شده است و در او عواطف بسیار عالی خداجویی و استعداد پیوستن به حق آفریده شده است [٢]. اگر انسان اینجا تمام شود مثل این است که تمام اینها را در اینجا لغو و عبث گذاشتهاند.
در مورد آیه أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً وَ أَنَّکمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ که مربوط به خصوص انسان است، بهترین توضیحی که به نظر ما رسیده است همین است. قدر مسلّم این است- و در این جهت تردیدی نیست- که از نظر منطق قرآن اگر قیامت نباشد خلقت انسان عبث است. یعنی این آیه در واقع انسانشناسی است، توجه دادن انسان است به انسانیت خودش و به آن جوهرها و استعدادهای فوقالعادهای که همه، بذر ابدیت است در وجود او که اگر انسان در همین جا پایان بپذیرد این بذرها بذرهایی است که در زمینی پاشیده شده بدون اینکه هیچ وقت به حد محصول برسد.
بر اساس این بیان، قیامت طفیلی دنیا نیست بلکه دنیا مقدمه آخرت است، همان طور که پیامبر صلی الله علیه و آله هم فرمود: الدُّنْیا مَزْرَعَةُ الْاخِرَةِ [٣]؛ اینجا یک منزل از منازلی است که به آنجا منتهی میشود. یعنی این موجود (لااقل انسان، راجع به سایر اشیاء هم بعد بحث میکنیم) طوری ساخته
[١]. قوه خیال غیر از قوه تخیل است.[٢]. استعدادهایی که اصلا مال جای دیگر است.[٣]. کنوز الحقایق، مناوی، باب دال.