مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٦ - مقایسه قرآن و نهج البلاغه از نظر فصاحت
تُفْنیهِمْ بِحِمامِها [١].
خیلی خطبه باحالی است: دنیا خانهای است که محفوف است به شدائد و سختیها. امنیت همیشگی در اینجا وجود ندارد. عیش و خوشی و لذتی که در اینجا هست عیش و خوشی و لذت واقعی نیست. مردمی که در اینجا هستند در حکم نشانههایی هستند که از اطرافْ تیرهای بلایا به سوی آنها پرتاب میشود. همینطور جملهجمله حضرت میگویند تا بعد وارد وضع مردن و بعد از مردن و عالم اموات و بعد عالم قیامت میشوند. یکدفعه در آخر کلام که واقعا کلام زیبایی است [٢] یک آیه قرآن میآورد. در این آیه قرآن هیچ یک از آن نوع تشبیهاتی که امیرالمؤمنین در کلام خودش به کار برده وجود ندارد ولی به قدری تفاوت است میان این آیه قرآن و تمام این جملههای امیرالمؤمنین- البته چون پای قرآن است جسارت به امیرالمؤمنین نیست- که آبروی تمام کلمات امیرالمؤمنین را میبرد. اینها را میگوید و میگوید، در آخرش میگوید:«هُنالِک تَبْلُوا کلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَی اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یفْتَرُونَ» [٣].
فعلا به معنیاش کار نداشته باشید؛ الفاظ نهجالبلاغه را ببینید چه شکل است، لفظ قرآن را ببینید چه شکل است. وقتی الفاظ نهجالبلاغه را پهلوی قرآن میگذاریم مثل این است که انسان با اتومبیل در جادهای حرکت میکند، میبیند نشیب و فراز دارد، یکدفعه روی آسفالت جدید قرار میگیرد، میبیند اتومبیل روی یک خط هموار حرکت میکند و کوچکترین نشیب و فرازی ندارد:
«دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْروفَةٌ، لا تَدومُ احْوالُها وَ لا تَسْلَمُ نُزّالُها ... الْعَیشُ فیها مَذْمومٌ» تا آخر، آنگاه میگوید:«هُنالِک تَبْلُوا کلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَی اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یفْتَرُونَ» یک انسجام عجیب! من دیدم میان این جمله و آن جمله اینقدر تفاوت است که از زمین تا آسمان. نه تنها میان کلمات قرآن و جملههای امیرالمؤمنین تفاوت است، نسبت به جملههای خود پیغمبر هم همین طور است؛ یعنی هر جا پیغمبر خودش خطبه خوانده مثل خطبه امیرالمؤمنین است، هیچ فرق نمیکند.
«تَبْلُوا کلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ» هر نفسی آنچه را که پیش فرستاده است آزمایش میکند، میبیند.
این تشبیه نیست، عین حقیقت است، نه اینکه این را تشبیه میکند به کسی که چیزی را پیش فرستاده. هر نفسی هر چه را که پیش فرستاده است [آزمایش میکند و میبیند؛] چون تمام اعمال
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٢٤.[٢]. به قدری این کلام از جنبه فصاحت و بلاغت اوج میگیرد که اصلا روح انسان را جذب میکند و انسان دلشمیخواهد این کلام را حفظ و همیشه با خودش تکرار کند.[٣]. یونس/ ٣٠.