مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣ - بیان علامه طباطبائی ( ره )
در این که این جور چیزها برای افراد بشر پیدا میشود و حالاتی اینچنین وجود دارد از نظر شخص من تردید نیست و اگر کسی بخواهد در این قضیه ایمان پیدا کند یا باید خودش مدتی در این دنیا وارد بشود، بعد ببیند که چنین آثاری شهود میکند یا نمیکند؛ یا لااقل با افرادی که در این دنیا وارد هستند معاشرت کند و آن افراد را آنچنان صادق القول بداند که وقتی آنها قضیهای را نقل میکنند در صحت گفتار آنها تردید نکند.
ایشان (علامه طباطبائی) خودشان از کسانی هستند که در این مسأله تردید ندارند که اگر کسی مدتی در دنیای به اصطلاح درون گرایی برود چنین حالاتی برای او رخ میدهد و خیال هم نمیکنم امروز در این جهت تردید باشد. در این که چنین حالاتی پیدا میشود تردید نیست، منتها برخی این جور توجیه میکنند، میگویند این از همان درون خودش سرچشمه میگیرد؛ برایش ریشهای در ماوراء روح و نفس خودش قائل نیستند، و الّا نمیگویند تمام کسانی که این ادعاها را میکنند دروغ میگویند؛ و حتی شما میبینید که در قضاوتهایی که اروپاییها در عصر اخیر راجع به رسول اکرم میکنند، با اینکه پیغمبریاش را به معنایی که ما میگوییم نمیخواهند قبول کنند ولی میگویند پیغمبر اسلام فرد صادق القولی بود یعنی زندگیاش هیچ نشان نمیدهد که العیاذ باللَّه مرد شیاد و دروغگویی بود و آنچه که میگفت از خودش اختراع و جعل میکرد؛ چنین نبوده، او برایش این تجسّمات پیدا میشد. او واقعا یک موجودی را در مقابل خودش میدید که این سخنان را دارد به او القاء میکند، ولی خیال میکرد که اینها از دنیای بیرون است اما همان انعکاس شعور باطن خودش بوده است نه چیز دیگری.
پس میبینید حتی این افراد انکار نمیکنند که چنین حالاتی در پیغمبران وجود داشته است.
در کتاب محمد خاتم پیامبران، آقای شریعتی از همین درمنگام معروف نقل میکنند که او راجع به حضرت رسول این جور قضاوت میکند، و من در کلمات بسیاری از فرنگیها دیدهام که این طور اظهار نظر میکنند.
مطالب دیگری ایشان (علامه طباطبائی) گفتهاند که چون خیلی مهم و مربوط به بحث ما نیست عرض نمیکنم؛ فقط یک مطلب را عرض میکنم که این را ما قبلا از خود ایشان هم میشنیدیم و حالا میبینیم اصولی که امروز در باب هیپنوتیزم طرح میکنند با همین مبنای علمی و فلسفی که ایشان داشتهاند خوب تطبیق میکند. ایشان راجع به علت این که ریاضت این اثر را روی روح انسان میگذارد و این قدرت را به روح انسان میدهد که کار خارقالعاده انجام بدهد، میگوید خیال نکنید که این عملها از آن جهت که عمل است، [به عبارت دیگر] پیکر این عمل این نتیجه را دارد، مثلا زجر و شکنجه دادن روح اثرش این است؛ بلکه خاصیتی که در عمل ارتیاض و این جور چیزها هست [این است که] در اثر منصرف شدن انسان از دنیای بیرون و متوجه شدن به دنیای