مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣ - وحی انبیاء
حِجابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذْنِهِ [١]. میگوید گاهی مستقیم خود خدا وحی میکند که فرشته هم واسطه نیست، گاهی مِن وراء حجاب است و گاهی یک واسطه و رسولی را- که اینجا مقصود فرشته است- میفرستد، او به اذن پروردگار به پیغمبر وحی میکند.
پس این سه چیز را ما باید در باب وحی، مسلّم و مفروض بگیریم. حالا ممکن است چیزهای دیگر هم بعد به نظر ما برسد. آنگاه باید ببینیم که با توجه به این سه چیز چگونه ما میتوانیم وحی را از نظر علمی توجیه کنیم و هیچ ضرورتی هم ندارد که ما حتما بگوییم ما باید حقیقت و کنه و ماهیت وحی را درک کنیم، آخرش هم یک توجیهی بکنیم و بگوییم همین است و غیر از این نیست. ما باید به وجود وحی ایمان داشته باشیم، بر ما لازم نیست که حقیقت وحی را بفهمیم؛ اگر بفهمیم یک معرفتی بر معرفتهای ما افزوده شده است، و اگر نفهمیم جای ایراد به ما نیست، زیرا یک حالتی است مخصوص پیغمبران، که قطعا ما به کنه آن پی نمیبریم، ولی چون قرآن وحی را عمومیت داده در اشیاء دیگر، شاید به تناسب آن انواعی از وحی که میشناسیم، بتوانیم تا اندازهای آن وحیی را که با آن از نزدیک آشنایی نداریم- که وحی نبوت است- توجیهی بکنیم، و اگر نتوانستیم توجیهی بکنیم، از خودمان حتی گلهمند نیستیم، چون یک امری است مافوق حد ما و یک مسألهای است که از مختصات انبیاء بوده است.
سؤال: آیه «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیءٍ» در سوره انعام را ترجمه فرمودید که «نشناختهاند خدا را ...». در کدام تفاسیر «قَدْر» را به شناختن معنی کردهاند؟
استاد: همه تفاسیر، مخصوصا تفسیر المیزان. «قدر» اصلا معنایش اندازه گرفتن است، چون وقتی انسان کسی را میشناسد نوعی اندازهگیری میکند. اصلا خود تعریف را هم میگویند «حد» چون وقتی ما میخواهیم چیزی را بشناسیم، در قالب فکری خودمان آن را قالبگیری میکنیم. از این جهت این کنایه آورده میشود. در قرآن این تعبیر زیاد آمده؛ میگوید خدا را اندازه نگرفتهاند آنچنان که باید اندازه بگیرند. البته این معلوم است که اندازه جسمانی نیست که متری بردارند ببینند قد خدا چقدر است، عرضش چقدر است، ارتفاعش چقدر است؛ مقصود اندازهگیری ذهنی است، یعنی خدا را آن طوری که باید در ذهن اندازه بگیرند و بشناسند نشناختهاند. مفسرین هم همین طور تفسیر کردهاند.
[١]
. شوری/ ٥١.