مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - نقد نظر مهندس بازرگان
فرقی بگذارند میان الهاماتی که به هنرمندان میشود و الهاماتی که به پیغمبران میشود، میگویند:
«آنها هرگز از دایره همان نفسانیات و امور ذهنی خودشان خارج نشدند ولی اینها بر عکس دری به سوی عقل و خارج و تربیت اجتماع باز کردند و چون اینها مکتبشان یک مکتب مفید و اثری و عملی بوده است (در آخر بدون اینکه کوچکترین توضیحی بدهند:) پس فرق است میان الهامات اینها و الهامات آنها. الهامات اینها (یعنی هنرمندان) شیطانی است، همان است که قرآن به شیطان نسبت میدهد (هَلْ أُنَبِّئُکمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ) و الهامات اینها الهی و از ناحیه خالق و آفریننده است.»
من نتوانستم این را بفهمم. اولا چرا اینها را ما شیطانی بدانیم؟ اینها هم شیطانی نیست. آنچه که قرآن شیطانی میداند اکاذیبی است که کاهنها میگفتند و احیانا خبرهای غیبی است که آنها میدادند که قرآن آن را تنزیل شیاطین میداند. و ثانیا چه دلیلی هست که آنچه مال پیغمبران بوده است که یک الهام درونی است- و فرض این است که آنها هم قدرت ابداع و ابتکار دارند، این مقدار ابداع و ابتکاری که در اینجا ذکر شد- الهی است؟ (ممکن است که من درست نفهمیده باشم).
به هر حال- عرض کردم- اصل این راه، کلّی این راه، راه صحیحی است که ما تحت عنوان آیات و معجزات آن را ذکر میکنیم و عرض کردم ما پایبند کلمه «معجزه» به آن معنا نیستیم، پایبند کلمه «آیه» هستیم یعنی نشانههایی که در پیغمبران هست که آن نشانهها دلیل است بر اینکه اینها از یک مبدأ دیگری الهام گرفتهاند، که ما در آینده روی آنها بحث میکنیم و دو سه [نشانه] را عرض کردم. ما ملزم نیستیم که راه «نیاز» را که وارد شدیم حتما بگوییم اگر این راه را اثبات نکردیم مسأله نبوت به کلی از میان رفته، زیرا ما تنها از راه برهان «لِمّی» که راه نیاز است نمیخواهیم وارد بشویم، از راه آیات و دلایل که راه «انّی» است نیز وارد میشویم و به طور کلی این راه را راه درستی میدانیم ولی نه با این شواهد و قرائن [که ذکر شد؛] این شواهد و قرائن یک سلسله شواهد و قرائن ظنّی و قابل نقض و قابل ایرادی است که ما را به جایی نمیرساند، در حقیقت مثل همان مسأله توحید است که بحث کردم که آن راه اساسی توحید را انکار میکنند بدون اینکه یک راه صحیح توحیدی بیان کرده باشند. به نظر من اگر ما باشیم و این آثار، و آن آثار و دلایلی را که خود پیغمبران ذکر کردهاند کنار بگذاریم، نمیتوانیم نبوت را اثبات کنیم؛ یعنی منشأ الهی داشتن تعلیمات انبیاء را با این مقدمات هرگز نمیشود اثبات کرد؛ تا بعد خودمان در جای دیگر ببینیم چطور میتوانیم اثبات کنیم.