مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - برهان سینوی
انقسام به متساویین [١]) است بالضروره و بالوجوب، و جفت بودن برایش امتناع دارد. اما این شیء که به نام گردوست، میتواند پنج تا باشد و میتواند شش تا باشد، میتواند طاق باشد و میتواند جفت باشد.
اینها مفاهیم خیلی واضحی است که نفس تصور آنها برای ما [سختی] ندارد. هم هستی و نیستی، و هم ضرورت و امتناع و امکان از مفاهیمی است که هیچ وقت بشر از خودش طرد نکرده و طرد هم نخواهد کرد، بلکه تمام علوم بر پایه همین مفاهیم و معانی است. امروز که شما میگویید «قوانین جبری» یا میگویید «اجتنابناپذیر»، این [ «جبری» یا] «اجتنابناپذیر» همان ضرورت است. نقطه مقابل آن هم که میگویید «غیرممکن»، همان محال بودن است. اینکه این مفاهیم از کجا در ذهن بشر پیدا شده [خودش] مسألهای است، چون انسان «وجوب» و «امتناع» را هیچ وقت با هیچ حسی نمیتواند درک کند. این مفاهیم، معقول هستند ولی محسوس نیستند.
حال که ما این پنج مفهوم را دانستیم (وجود و عدم از یک طرف، و ضرورت و امتناع و امکان از طرف دیگر) حرف معروف ابن سینا این است که میگوید موجودات و آنهایی که هستند مسلّم محال نیستند، چون اگر محال بودند وجود پیدا نمیکردند (بودنشان دلیل بر این است که محال نیستند). پس اینها که هستند، یکی از دو شقّ دیگر را دارند: یا ممکنالوجودند یا واجبالوجود. (آیا به حسب احتمال عقلی از این دو شق خارجند؟ در اینکه در عالم اشیائی هست بحثی نیست. آنچه که در عالم هست، مسلّم یا ممکن الوجود است یا واجبالوجود، چون ممتنعالوجود نمیتواند باشد.) ما چشمهایمان را میبندیم و تمام هستی را زیر نظر میگیریم و نمیدانیم آنچه که در عالم هست واجبالوجود است یا ممکنالوجود. میگوید اگر در میان آنچه که در عالم هست واجبالوجود هست (یک شق مطلب) فهوالمطلوب؛ و اگر آنچه هست ممکنالوجود است، ممکنالوجود باید به واجبالوجود منتهی شود و اگر واجبالوجود نباشد ممکنالوجودی هم نیست، چرا؟ چون ممکنالوجود یعنی آن چیزی که در ذاتش، هم میتواند باشد و هم میتواند نباشد، پس خودِ ذاتش، به تعبیر امروزی نسبت به هستی بیتفاوت است؛ چون اگر ذات او را در نظر بگیریم، هستی برایش نه ضرورت دارد نه امتناع (میتواند باشد، میتواند نباشد)؛ پس بودن او به حکم علتی است و آن علت است که وجود را به او داده است و الّا اگر وجودْ ذاتی او باشد، ممکنالوجود نمیشود بلکه واجبالوجود است. همین قدر که وجود برای او ذاتی نیست و شما
[١]. مشروط به اینکه واحدها را همان واحد بگیریم، نه اینکه یک واحد را به دو واحد تقسیم کنیم.