مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - نظر قرآن در باب حدوث و قدم عالم
معرفی شده است شکی نیست: قُلِ اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَیءٍ [١] بگو خداوند آفریننده همه چیز است، ولی ما در قرآن این منطق را نمیبینیم که خدا را که خالق همه چیز میداند، به این معنا خالق بداند که او کسی است که «روز اول» عالم را آفرید.
بعضی از متکلمین تا آنجا پیش رفتهاند که گفتهاند خدا مثل یک بنّاست. میگویند «وقتی ما میگوییم این خانه بنّا دارد، معنایش این است که روز اول کسی بوده که این را ساخته است. وقتی میگوییم این ساعت سازنده دارد، یعنی روز اول کسی بوده که این را ساخته است. خدا هم یعنی کسی که روز اول این عالم را ساخت. اگر روز اوّلی نباشد، بعد که عالمِ ساخته شده است دیگر خدا نمیخواهد؛ عالمِ ساخته شده که احتیاج به خدا ندارد، عالمِ ساخته نشده است که احتیاج به خدا دارد. و عالم هم فقط در همان لحظه اول بوده که خدا در آن دخالت داشته و در لحظههای بعد، دیگر خدا باشد یا نباشد، تأثیر ندارد». حتی این جمله را از آنها نقل کردهاند: «لَوْ جازَ عَدَمُهُ ما ضَرَّ الْعالَمَ» یعنی اگر ممکن باشد که خدایی نباشد، به عالم ضرر نمیزند؛ خدایی هم نباشد عالم هست؛ عالم فقط روز اول به خدا احتیاج داشت و بعد که به وجود آمد، خدایی باشد یا نباشد تفاوت نمیکند.
ما در قرآن هرگز چنین منطقی را پیدا نمیکنیم. شما در کجای قرآن پیدا میکنید که خدا یعنی همان که روز اول عالم را خلق کرد؟! در قرآن «خدا خالق است» یعنی همان کسی است که الآن هم تمام جریانهای عالم را به وجود میآورد؛ یعنی خدا را همیشه خالق میداند، نه فقط روز اول. از نظر قرآن فرق نمیکند که عالمِ ما از نظر گذشته محدود باشد یا نباشد؛ اگر یک میلیون سال از عمر عالم بگذرد، در منطق قرآن در تمام این یک میلیون سال خدا بوده است و این خداست که خالق است و میلیاردها سال هم که در آینده باشد، این خداست که خالق است، و اگر عالَم از نظر گذشته بینهایت هم باشد، همین جریان خلقت در بینهایت وجود داشته و همیشه این طور بوده است.
ما مخصوصا در تعبیرات دعایی درباره خداوند، مثلا میگوییم: یا قَدیمَ الْاحْسان ای کسی که همیشه نیکوکار بودهای و احسان میکردهای. احسان خداوند یعنی خلقت و ایجاد کردن و به مخلوقات خودش فیض رساندن. پس همیشه خداوند محسن بوده است.
پس، از نظر لحن و منطق قرآن، هرگز در قرآن به چنین چیزی برخورد نمیکنیم.
[١]
. رعد/ ١٦.