مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٢ - بررسی نظریه عنصر سوم کتاب ذره بی انتها
دوم مسأله پیدایش حیات بود که فرمودند همان طور که در آن کتاب هم ذکر شده پیدایش حیات بدون قبول یک عنصر ثالثی قابل توجیه نیست. در این باره نظری و ایرادی و تکمیل و تصحیحی نداشتند؛ بنده هم عرضی نمیکنم.
سوم مسأله تکامل است که ضمن تأیید بیان کتاب، تصحیحی فرمودند. فرمودند در آنجا اشاره شده که تکامل دو نوع است: تکامل فردی و تکامل نوعی. آنوقت فرمودند که تکامل نوعی را قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، زیاد مورد ضرورت و احتیاج نیست که دخالت یک عنصر سوم و یک اراده یا امر یا وحی یا چیزی از این قبیل را ایجاب کند؛ تکامل نوعی چون ممکن است مورد ایراد و اشکال باشد، بنابراین روی آن اصراری نیست و ما همین تکامل فردی را میگیریم. تکامل فردی را هم این طور تشریح کردند: بچه (چه بچه انسان، چه بچه حیوان) وقتی به دنیا میآید، نه حرکت دارد، نه حتی تشخیص دارد، نه شعور دارد، نه حرف دارد و نه عقل دارد، رفته رفته رشد میکند و این رشد یک نوع تکاملی است و این تکامل بدون دخالت عنصر سوم امکان ندارد.
در اینجا من میخواستم عرض کنم که این مثالی که در مورد تکامل فرد زدند، از نظر استفاده و استمدادی که آنجا از اصل آنتروپی (اصل کهولت) شده بود، مفید به معنا نیست و آن را نمیرساند. درست است که ما به صورت ظاهر رشد و تکامل میبینیم؛ یک بچه، هم جثهاش کوچکتر است، هم زورش کمتر است، هم فهم و شعور و عقل و همه چیزش کم است و رفتهرفته رشد پیدا میکند و کامل میشود، ولی از نظر آنتروپی و عکس آنتروپی اتفاقا قضیه برخلاف آن چیزی است که در ظاهر جلوه میکند. بنده در کتاب ترمودینامیک صنعتی همه جا به عکس آنتروپی، انرژی مؤثر گفتهام، انرژی مفید هم به آن میگویند، و انگلیسیها به آن یعنی انرژی آماده میگویند؛ چون به وجوه مختلف ظاهر میشود اسامی مختلف هم دارد؛ ضد آنتروپی است. انرژی که در دنیا ثابت است دو قسمت میشود:
یک قسمت آن انرژی بیخاصیت و دورافتاده و راکد و بیاثر است، حاصل ضرب آنتروپی و درجه حرارت است و آن قسمتی از انرژی است که دیگر خاصیتی ندارد، یعنی مرده است (میشود گفت زنده است ولی زنده بیحرکت و بیاثر). آنوقت مازاد آن را انرژی قابل استفاده و مفید و مؤثر مینامند. هر وقت آنتروپی زیاد شود انرژی مؤثر کم میشود. وقتی انرژی مؤثر به حداقل (مینیمم) رسید، آن موقع، یا رکود و تعادل و بیحرکتی موجود است (فرق نمیکند موجود زنده باشد یا غیرزنده) یا همان مرگ است؛ یعنی اگر از خارج به سرمایه انرژیتیک یک شیء، یک دستگاه یا یک موجود زنده کمک و امداد نرسد و چیزی وارد نشود یک سرمایه ثابتی است که دائما رو به تنزل میرود، یعنی آن سهمیه غیرمفید و غیرمؤثر مرتبا زیاد میشود