مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٣ - عنصر سوم در کتاب « ذره بی انتها »
باقی نمیمانند؟ منشأ این تغییرات، تحولها و تبدلها چیست؟ اگر این سیر و تحویلها یا دگرگونیها و جریانها ناشی از صفات و خواصی است که در نهاد اشیاء یا عناصر وجود دارد، این خود یک عدم تقارن است و نشانه و ناشی از یک قصد و دستور خاص یا حرکت و شکل یکجهته میباشد.
این عین همان برهانی است که [قدما] در باب قوه ذکر کردهاند. میگویند اگر شما بگویید خاصیتها فرق میکند، میگوییم چرا خاصیتها فرق میکند؟ این عدم تشابه و عدم تقارن از کجا پیدا شد؟ منشأ اختلاف خاصیت چیست؟ ما بحثمان سرِ منشأ اختلاف خاصیتهاست.
پس بیانشان بیان درستی است و عین همان بیان است و هیچ فرق نمیکند، منتها تعبیر این است:
باید قصد، دستور خاص یا ارادهای در کار و در فرمان باشد تا چنین خواص ثابت و عام به عناصر اولیه و بَعدی داده و برنامه مشترک واحد برای ماشین جهان تنظیم کرده باشد. اگر عدم تقارن در حالتهای یکجهته وجود نمیداشت حتما عناصر تشکیلدهنده جهان در برابر کلیه خواص و شرایط دارای وضع مشابه و بیتفاوت میشدند.
تعبیر به «اراده» کردهاند که ما مخالف نیستیم و به هرحال بیان، بیان درستی است. از نظر قدما این، دلیل بر وجود قوه است و چون این قوه نمیتواند عرَض باشد (یعنی نمیتواند خاصیت خود ماده باشد) باید در عرض ماده قرار گیرد؛ و چون ایندو دو شیء جدا از همدیگر هم نیستند و در کنار هم و دوش به دوش یکدیگر نوعی پیوند اتحادی میانشان وجود دارد، پس ایندو مجموعا یک چیزند (هم دوتا هستند هم یکی)؛ و چون همین قوه است که نوعیت اشیاء را عوض میکند (اگر قوه نمیبود همه اشیاء نوع واحد بودند و قوه است که مبدأ تنوع و نوعیت اشیاء است) اینها را «قوه منوّعه» یا «صورت نوعیه» مینامیدند.
دلیل سوم: پیدایش و پدیده حیات (پدیده حیات پس از پیدایش اولیه). اول اشاره میکنند که هنوز علم نتوانسته پیدایش اولیه حیات را حل کند. فرضا هم حل کند، این بیان بیان درستی است و آن پیدایش اولیه به این مسأله ارتباطی ندارد؛ منشأ پیدایش حیات هرچه میخواهد باشد، ما درباره ماهیت حیات بحث میکنیم نه درباره منشأ اولیهاش.
این یک جریان ضد آنتروپی یعنی مخالف اصل دوم ترمودینامیک (اصل کهولت) است.