مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٥ - بیان دوم
پرتشدن است. حالْ اگر کسی خیرگی کرد و لب پرتگاه رفت و افتاد و استخوانهایش خرد شد و کسی گفت میان این جزا و این عمل تناسبی نیست (حالا من خیرگی کردم یک قدم رفتم آن طرفتر، آیا باید اینچنین مجازات بشوم که از صدمتر کوه بیفتم و مغزم خرد بشود؟!)، میگوییم اینجا وقتی میگویند جزا، یعنی رابطه علت و معلول؛ یعنی این کار را نکن که دنبالش این اثر را دارد. آن اثر، فرزند و نتیجه ضروری و حتمی و جبری آن کار در نظام خلقت است و نمیتواند از آن جدا باشد.
قرآن منطقی دارد که از این هم یک درجه بالاتر است. قرآن معتقد است که همین عمل انسان و نفس عمل انسان جزای اخروی است. ممکن است بگویید از نظر علمی نمیتوانیم توجیه کنیم.
اگر هم نتوانیم توجیه کنیم، قرآن این را گفته، و شاید یک روزی بشر بتواند توجیه کند. عدهای معتقدند توجیه هم میتوان کرد. درست است که قرآن تعبیر به «جزا» میکند اما جای دیگر بیان میکند و میگوید خود عمل شما همان جزاست.