مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤ - بیان دوم
آدم بیرون میآید، حالا که بناست انسان وقتی که از ظالم ظلم دیده، انتقام بکشد [١]، این عقده را اگر روی ظالم خالی نکند، جای دیگر خالی میکند. وَ اجْعَلْ ثارَنا عَلی مَنْ ظَلَمَنا یعنی «لا عَلی غَیرِ مَنْ ظَلَمَنا». کأ نّه فرض شده این «ثار» بالأخره بیرون میآید؛ حالا که بناست بیرون بیاید، پس چرا خود ظالم را نگیرد و غیرظالم را بگیرد؟!
پس یک فلسفه کیفرهای دنیوی، عقده خالی شدنهاست، ولی در آخرت دیگر صحبت این حرفها نیست؛ بعد از میلیاردها سال، روز وانفساست و هر کسی به فکر یک ذره سعادت برای خودش است. چه کسی به فکر این میافتد که حالا آن کسی که در دنیا به من ظلم کرده، عقدهام روی او خالی شود؟! این حرفها نیست.
دومین [حکمت مجازات در این دنیا] مصلحت زندگی اجتماعی است: وَ لَکمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ [٢]. اینجا مجرم باید مجازات شود تا دیگری طمع جرم نکند. ولی در قیامت این هم مطرح نیست، مگر اینکه کسی- العیاذ باللَّه- بگوید «آن تهدیدها را کردهاند که در دنیا اثر ببخشد ولی در آن عالَم واقعیت ندارد» که [در این صورت] انسان باید وعده خدا را- العیاذ باللَّه- باطل فرض کند.
پس اگر بخواهیم مسأله مجازاتهای اخروی را بر اساس کلام متکلمین (یعنی اساس دنیوی زندگی اجتماعی) توجیه کنیم، نه تنها مسأله مدت و شدتش قابل توجیه نیست، بلکه اصل آن هم قابل توجیه نیست. (من یک قدم هم بالاتر رفتم.)
ولی مجازات دو نوع دیگر هم دارد: یک نوع مجازاتهای تکوینی است، یعنی مجازاتهایی که در نظام خلقت و طبیعت است. انسان کاری میکند که عکسالعمل و نتیجه و اثرش را در همین دنیا میبیند. آدمی که مشروب میخورد مجازاتش را در همین دنیا میبیند، یعنی [اثر این کار را] روی اعصاب، کبد و جهازات دیگرش- که شما آقایان اطباء بهتر میدانید- میبیند. این واقعا مجازاتی است در همین دنیا، ولی درباره این مجازات آیا هیچ وقت کسی فکر میکند که «آن کسی که چند لحظه مشروب خورده، آیا مجازاتش هم باید همین مقدار باشد؟!» در مجازاتهای بشری است که این حسابها به میان میآید، ولی در اینجا میگویند این، اثر این کار است.
یا مثل این است که کسی بگوید آقا لبه پرتگاه کوه نرو، چون لازمه این کار لغزیدن و
[١]. معمول مردم این طورند، نگویید عدهای اینها را در روح خودشان حل میکنند. وقتی آدم ظلم میبیند، عقدهپیدا میشود.[٢]. بقره/ ١٧٩.