مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١ - ٥ تجدید حیات مادی به شکل دیگر
پیش نمیآید؟!
إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ. وَ إِذَا الْکواکبُ انْتَثَرَتْ [١]، یا إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ [٢]. اینها چیزهایی است که لااقل رفع مانع شده؛ اگر علم نتواند چنین روزی را پیشبینی کند ولی نفی هم نمیتواند بکند، یعنی لااقل بر خلاف علم نیست.
ولی به هر حال اگر کسانی هم راهی را رفتهاند، نه این است که آن راه را رفتهاند بدون اینکه هیچ الهامی گرفته باشند یا بدون اینکه هیچ کمکی به ما کرده باشند، راهی است که بالأخره آنها هم رفتهاند. مسلّما ما میتوانیم از گفتههای آنها کمک بگیریم و استفاده کنیم بدون اینکه بگوییم آنها متوجه اشکالاتی بودهاند. در همین مسأله عود ارواح به اجساد به این شکل که روحها به جسدها عود کند، آنها به یک اشکالات علمی دچار بودهاند که امروز ما هم دچار هستیم.
امروز خیلی اشخاص دیگر هم میگویند که اگر معنی معاد این باشد که آن کسی که میمیرد، با عین همان بدنی که مرده است محشور شود، آیا این امکانپذیر است؟ این حرفی بوده که از چندین صدسال پیش میگفتهاند که انسانهایی که از اول تا آخر عالم بر روی زمین پیدا شدهاند و دائما آمدهاند و رفتهاند، اگر حجم و وزن بدن آنها را حساب کنیم، چندین برابر زمین انسان آمده و رفته؛ یعنی این سطح و این قشر زمین تا مقداری، چندین بار بدن انسانها شده و دو مرتبه خاک شده، که اگر بخواهیم میلیاردها میلیارد انسان را با این بدنها جمع کنیم، زمین ما گنجایش آن را ندارد و چندین برابر زمین هم گنجایش آن را ندارد.
پس اینها و بسیاری از مسائل دیگر، چیزهایی است که باید آنها را حل کنیم. البته مسأله بسیار مشکل و معضلی است.
- در قرآن مجید برای قابل قبول بودن حیات مجدد، موضوع حیات مجدد نباتات به طور مکرر مطرح شده و من فکر میکنم که باید یک بررسی از نظر فیزیولوژی گیاهی و حیوانی بکنیم که ببینیم چه ارتباط و تشابهی میتواند بین حیات مجدد گیاهی که در هر بهار تجدید میشود و حیات مجدد حیوانی باشد. من فکر میکنم که اگر بعضی از رفقا صرف وقت کنند تا یک مقدار فیزیولوژی گیاهی را هم در اینجا بررسی کنیم و با فیزیولوژی حیوانی تطبیق کنیم، شاید یک روشنایی در این قسمت برای ما ایجاد شود.
[١]
. انفطار/ ١ و ٢.
[٢]. انشقاق/ ١.